وفاى به نذر
باديه نشينى شترش را گم كرد . سوگند ياد كرد كه اگر يافت به يك درهم بفروشد . او را يافت ولى دلش خشنود نمىشد كه به نذر خود وفا كند ، گربهاى به گردنش بست و مىگفت شتر را به يك درهم و گربه را به پانصد درهم مىفروشم و جدا نمىفروشم . عربى بر او گذشت و گفت : شتر چه ارزان است اگر گردنبند گردن آن نبود .
امير خسرو دهلوى
گفتم چگونه مىكشى و زنده مىكنى * از يك جواب كشت و جواب دگر نداد
گويم
زير بار هجر بيمار است دل * وين تغافلهاى او سر باريست
شب
زاهدى گويد : اگر شب نبود دوست نداشتم در دنيا بمانم .
دنيا
خليل بن احمد گويد : دنيا عبارت است از ضدهاى نزديك و شبيههاى دور ، و خويشان دور و دشمنان نزديك .
* ابن مسعود گويد : دنيا همهاش غصه است . اگر سرورى دارد همان سود آن است .
سياهى شب
مردى به ديگرى گفت : وقتى سياهى شب را ديدى ، نزد او برو و از او نترس . چه اينكه او نيز مانند ترسى كه تو از او دارى از تو مىترسد . در پاسخ گفت : مىترسم سياهى اين سخن را نيز چون من بشنود .
دنيا و آخرت
امام زينالعابدين عليه السلام مىفرمايد : دنيا چُرت و آخرت بيدارى و ما بين آن دو گرفتار خواب پريشان هستيم .
حدود فدك
زمخشرى در ربيع الابرار آوردهاست : هارون الرشيد به امام كاظم عليه السلام گفت : اى اباالحسن ، حدود فدك چيست تا آن را به تو باز گردانم . امام ابا كرد ولى هارون اصرار نمود . امام فرمود :
اگر بگويم ، آن را نمىگيرم مگر تماما به حدودش . هارون گفت : حدود آن كدام است ؟ امام