فرمود : تو آن را به ما نمىدهى . هارون گفت : تو را به حق جدت بگو . امام فرمود : حد اول آن عدن است . هارون متغير شد و گفت : عجبا . امام فرمود : حد دوم آن سمرقند است . چهره هارون بيشتر شگفت زده شد و گفت : عجبا . امام فرمود : حد سوم آن افريقا است چهره هارون سياه شد و گفت : عجبا . امام فرمود : حد چهارم آن سيف البحر تا ارمنستان است ، هارون گفت : چيزى براى ما نماند . پس از آن تصميم بر قتل وى گرفت .
سيما و اخلاق
حكيمى غلامى خوش سيما و بد اخلاق ديد . گفت : خانهاى پسنديده و ساكنى بد .
عذاب خدا
به يكى از گذشتگان گفتند : وقتى خدا رحيم است چگونه بندگان را عذاب مىكند ؟ گفت :
آن گاه ، رحمتش بر حكمت او چيره نمىشود .
عيب زن ، طلاق
زاهدى خواست همسرش را طلاق گويد : به او گفتند : عيب او چيست ؟ گفت : آيا كسى عيب همسر خود را باز مىگويد ؟ وقتى او را طلاق داد و زن شوهر كرد ، به او گفتند : حال بگو عيب او چه بود ؟ گفت : كسى در بارهى زن ديگرى چيزى نمىگويد .
يار ستمگر
خياطى به ابنمبارك گفت : من لباس پادشاهان را خياطى مىكنم . آيا بايد بترسم از اينكه يار ستمكار هستم ؟ ابنمبارك پاسخ داد : خير ، يار ستمكار كسى است كه براى تو نخ و سوزن مىخرد ، تو خود ظالم هستى .
صداى بلند
دو تن در محضر مأمون منازعه كردند و صدايشان بلند شد ، مأمون گفت : اى مرد ، درستى در دليل است نه صداى بلند .
آداب ملتها
از ابنمبارك در بارهى اخلاق مردم كشورهاى مختلف كه به آنها سفر كردهبود ، پرسيدند ، گفت : حجازىها قوىترين در فتنه انگيزى و ضعيفترين در خاموشى آن هستند . عراقىها بيشترين طالب دانش و كمترين عامل به آن هستند . مصرىها ، خردسالانشان زرنگ و پيرانشان احمق هستند . دمشقىها مطيعترين از مخلوق و عاصىترين از خالق هستند .