و به دامنش انداخت و فرار كرد . وى را گرفتند و فرمان قتلش صادر شد ، چون خواستند او را بكشند ، قلم و كاغذ خواست و اين دو بيت را نوشت : بدون هيچ خوبى و يا دلى پاك بر كريم وارد مىشوم ، گمان بدى است اگر كسى توشهاش را بزرگ بيند وقتى بر كريم وارد مىشود .
وفدت على الكريم به غير زاد * من الحسنات والقلب السليم
و سوءالظن ان يعتد زاد * اذا كان القدوم على كريم
روح و جسم
به انوشيروان گفته شد : چرا آدمى بار سنگين بر دوش مىكشد و مجلس سنگين را تحمل نمىكند . انوشيروان گفت : بار بر دوش همهى اعضا است و مجالست بر دوش روح .
ابوعلى سينا در فصل مبدأ و معاد در الهيات شفا مىنويسد : اگر انسان بتواند از پيشامدهاى آسمان و زمين و طبيعت آنها مطلع شود مىتواند از حوادث آينده خبر دهد .
تأثير نجوم در طبيعت
ستاره شناس براى حركات ستارهها احكامى قائل است هرچند ممكن است برهانى نبوده و مستند به تجربه باشد و يا آن را به وحى منتسب نمايد و يا از قياس شعر و خطابه بهره برد . ولى او به دلائل يك جنس از اسباب كائنات متوجه است ، يعنى همان چيزى كه در آسمان وجود دارد . او تضمين نمىدهد كه از همهى علوم آسمان باخبر است ، اگر هم تضمين بدهد توان آن را ندارد ما و خودش را با خبر سازد ، چون اگر ما بدانيم آتش سوزاننده است كافى نيست ، بلكه بايد بدانيم چگونه بوجود آمدهاست . پس حساب نجوم توان آنكه ما را از همهى حوادث باخبر سازد ندارد ، اگر هم اتفاقاً باخبر كند ، توان آن را ندارد كه از غيب به ما خبر دهد . چه اينكه امور غيبى كه در راههاى حدوث قرار گرفتهاند ، زمانى تمام هستند كه از اختلاط بين امور آسمانى و امور زمينى مقدم يا لاحق آنها و از فاعل و منفعل امور طبيعى و ارادى آنها مطلع باشد ، اين امر زمانى محقق مىشود كه كاملًا از امور آسمان و زمين باخبر بوده و اسباب آنها را بداند ، مخصوصاً آنچه كه مربوط به مغيبات است ، وقتى چنين انتقالى براى او ممكن نيست ، اعتماد به رأى آنها هم صحيح به نظر نمىرسد .
هر چند تبرعاً تمام آنچه از مقدمات حكميهى آنها را بپذيريم ، باز هم نمىتوان به نتايجى كه مىگيرند ، اعتماد كرد .
پلههاى ايمان
محمد بن عبدالعزيز گويد : امام صادق عليه السلام به من فرمود : اى محمد بن عبدالعزيز ، ايمان