يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ . . .
« 1 » بسوى كوه پناه مىبرم كه از آب نجات يابم . بديعه خواند
لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ . . .
« 2 » امروز پناهى از حكم خدا نيست مگر خدا رحم كند .
محتشم
دارد ز خدا خواهش جنات نعيم * زاهد به ثواب و من به اميد عظيم
من دست تهى مىروم او تحفه بدست * تا زيندو كدام خوش كند طبع سليم
پيش بينى
در يكى از كتابهاى تاريخى ديدم وقتى فضل بن سهل در حمامى در سرخس كشته شد ، مأمون نزد مادرش فرستاد كه از آنچه سهل بجا گذاشته ، از گوهرهاى گرانبها و اموال نفيس نزد خليفه بفرستد . مادر فضل ، سبد قفل شدهاى به مهر فضل براى او فرستاد ، مأمون سبد را باز كرد ، در آن نامهاى ديد به خط فضل كه نوشته بود : بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، اين حكم فضل بن سهل است برخودش ، چهل و هشت سال عمر كند و سپس بين آب و آتش بميرد .
مرگ فضل
در عيون اخبارالرضا آمدهاست : صبحدمى كه فضل كشته شد ، به حمام رفت و دستور داد او را حجامت كنند ، پس بدن خود را به خون خود آلوده كرد تا اين تعبير حرف منجمان در بارهى وى باشد كه خونش بين آب و آتش مىريزد . سپس نزد مأمون و امام رضا عليه السلام فرستاد كه آنها نيز حمام نمايند . امام رضا نرفت و مأمون را از رفتن منع كرد . ولى قضاى الهى اين بود كه خون فضل در حمام بر زمين ريزد .
فضل بن منصور
ابوالرضا فضل بن منصور از شعراى ظريف و خوش شعر عرب بود ، ديوان خوبى دارد وى در سال 435 از دنيا رفته است .
شكر العلوى
شكر العلوى امير مكه بود و زيبا شعر مىسرودهاست ، وى در سال 453 از دنيا رفته است .
تكرار تاريخ
وقتى ابراهيم بن مهدى ادعاى خلافت كرد ، معتصم عباسى دست فرزندش واثق را گرفت
هامش
( 1 ) - هود ، 43 .
( 2 ) - همان .