بايد از آن به روى و به آن باز نگردى اردشير گريست .
كتمان عشق
در كتاب رياض النعيم از ابراهيم بن نفطويه نحوى آمدهاست : بر محمد بن داود اصفهانى در بيمارى كه به همان علت از دنيا رفت ، وارد شدم . گفتم : خود را چگونه مىيابى ؟ گفت :
علاقه به كسىكه مىدانم آن كس مرا به اين روز انداختهاست . گفتم : با آنكه مىتوانى به او برسى چه مانع تو شد ؟ گفت : لذت بر دو گونه است ، نگاه جايز و حرام ، نگاه جايز مرا به اين روز انداخته ، ولى نگاه حرام مرا از آن منع كرده آنچه از ابنعباس از پيامبر خدا نقل شدهاست كه فرمود : هركه عاشق شود و كتمان كند و عفت به خرج دهد ، خدا او را ببخشد و داخل بهشتش كند .
سپس اشعارى خواند وقتى به اين رسيد كه اگر عيب رخسار او از گونه من است ، عيب چشمها از سوى پلكهااست .
ان يكن عيب خده من عذارى * فعيوب العيون شعرالجفون
به او گفتم : شما در فقه قياس را نفى مىكنى در شعر به آن مىپردازى ؟
گفت : غلبهى خواسته و مالكيت نفس مرا به آن سو بردهاست . وى در همان شب از دنيا رفت .
بخشش جعفر برمكى
وقتى جعفر برمكى كشته شد ، ابونواس گفت : به خدا كرم ، جود ، فضل و ادب از دنيا رفت .
به او گفته شد : تو نبودى كه در زمان حياتش او را به شعر هجو مىكردى ؟ گفت : آن بهخاطر شقاوت و هواى نفسم بود . چگونه در دنيا مانند او در جود و ادب باشد ؟ وقتى شعرى در هجو و نكوهش او سروده بودم ، بيست هزار درهم برايم فرستاد و گفت : لباست را با آن بشوى .
خشونت
مردى به احمدبن خالد وزير گفت : خدا به تو صفتى داده كه به پيامبرش ندادهاست ! گفت :
اى احمق اين مگر مىشود ؟ گفت : خدا به پيامبرش مىفرمايد : اگر خشن و تند بودى كسى در اطراف تو نبود ، و تو با اينكه خشن و تند هستى ولى ما از اطراف تو پراكنده نشدهايم .
معاد جسمانى
شيخ در شفا گويد : بخشى از معاد ، معاد جسمانى است كه راهى براى اثبات آن در فلسفه نيست و بايد به شريعت رجوع كرد . بطورى شريعت حقه سيد و مولاى ما محمد صلى الله عليه و آله در باره