تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
ندارد ، آن را به من ببخش ، پاسخى نداشتم .

كريم و بخيل

حكيمى گويد : انسان كريم ، دلى قوى دارد ( شجاع القلب است ) و انسان بخيل ، چهره‌اى پررو دارد ( شجاع الوجه است ) . * نيز گويد : گم شده را جستجو نكن تا آنچه هست گم نشود .

طعن

كسى به فرزدق گفت : از كى سابقه زنا دارى ، پاسخ داد از زمانى كه مادرت تمايل داشت .

عشق

به عاشقى گفتند : اگر دعايى از تو اجابت مىشد چه مىخواستى ؟ مىخواهم بين من و محبوب عشقى ايجاد شود كه قلب ما را در نهان و آشكار در برگيرد .

غرور

سلطان در پى اقليدس حكيم فرستاد . اقليدس نرفت و گفت : همان چيزى كه تو را مانع شده نزد من‌آيى مرا مانع شده نزد تو آيم .

عشق

كسى به يوسف گفت : تو را دوست دارم . يوسف گفت : آيا من از غير محبت بلا ديده‌ام ؟ پدرم مرا دوست داشت در چاه افتادم و برده گشتم ، زن عزيز مرا دوست داشت و سالها مرا به زندان انداخت .

تحقير

حكيمى گويد : سه چيز را كم نشمار ، پادشاه ، عالم ، دوست . هركه سلطان را كوچك شمارد دنيايش برود ، و هركه عالم را كوچك شمارد ، دينش برود ، هركه دوستش را كوچك شمارد ، جوانمرديش برود . گويم
در بزم تو اى شمع منم زار و اسير * در كشتن من هيچ ندارى تقصير با غير سخن كنى كه از رشك بسوز * سويم نكنى نگه كه از غصه بمير رويت كه زباده لاله مىرويد ازو * وز تاب شراب ژاله مىرويد ازو
دستى كه پياله‌اى ز دست تو گرفت * گر خاك شود پياله مىرويد ازو
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 446 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى