جانى دگر نماند كه سوزم زديدنت * رخساره در نقاب ز بهر چه مىكنى
بى حجابانه درآ از در كاشانه ما * كه كسى نيست بجز درد تو در خانه ما
وقايع سال 241 و 242
در كتاب مدهش در حوادث سال 241 آمدهاست : در اين سال در شرق و غرب عالم همانند ملخ ستاره باران شد . در سال 242 در سويدا از نواحى مصر ، سنگباران شد . وزن يكى از سنگها ده رطل بود ، در همان سال رى ، گرگان ، طبرستان ، نيشابور ، اصفهان ، قم ، كاشان و دامغان در آن واحد زلزله آمد در دامغان بيست و پنج هزار تن كشته شدند . كوهها متلاشى و برخى به هم نزديك شدند ، كوهى در يمن در كنار مزارع گروهى از مردم نزديك مزارع گروه ديگر رفت . در اين سال مرغ سفيدى در حلب روزى چهل بار صيحه زد كهاى مردم از خدا بترسيد سپس پرواز كرد و روز بعد آمد و باز چنين كرد و پس از آن ديده نشد .
در آن سال مردى در اطراف اهواز از دنيا رفت ، پرندهاى بر جنازهاش افتاد و به فارسى صدا مىزد : خدا اين ميت و هركه در تشيع او حاضر شده بخشيد .
ناسزا
پسر احنف به كنيز پدرش گفت : اى بدكاره ! كنيز گفت : اگر بدكاره نبودم چون تو نمىزائيدم .
پند جالينوس
وقتى جالينوس از دنيا رفت ، كاغذى در جيب او يافتند كه در آن نوشته شده بود ، هرچه خوردى از آن جسم تو و هرچه صدقه دادى از آن روح تو و هرچه بجا گذاشتى از آن ديگران است .
نيكوكار زنده است هرچند بميرد ، بدكار مرده است ، هرچند در دنيا زنده بماند ، قناعت ابزار آسايش و مديريت موجب افزايش اندك است ، چيزى براى فرزند آدم سودمندتر از توكل به خداى سبحان نيست .
صبر
حكيمى گويد : صبر بر دو قسم است ، صبر بر آنچه كه ناپسند شمرده مىشود و صبر بر آنچه كه دوست دارى ، و صبر دوم بر نفس سختتر است .
عشق
در يك كتاب خطى قديمى ديدم كه محبت سرّ روحانى است و از عالم غيب بر عالم قلب