كافى و مجزى
برخى گويند بين دو عبادت كافى و مقبول عموم و خصوص مطلق برقرار است . به اين شرح كه هر عبادت مقبولى مجزى هست ولى هر عبادت مجزى مقبول نمىباشد . حاصل اين مطلب اين است كه تلازمى بين قبول و كفايت نيست . مجزى عملى است كه مكلف را از كلفت بوجود آمده خلاص مىكند و مقبول آن است كه خداوند به آن عمل بهرهاى هم عطا مىكند . اين عده براى كلام خود دلائلى ذكر كردهاند از جمله :
1 - ابراهيم و اسماعيل با اينكه كار صحيحى انجام دادند باز هم درخواست قبول كردند .
2 - در اين آيه شريفه
. . . فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ . . .
« 1 » ، خداوند عمل يكى از دو پسر آدم را پذيرفت .
3 - حديثى وارد شده كه از هر نماز بيش از ثلث يا ربع يا نصف آن پذيرفته نمىشود .
4 - در حديثى آمدهاست كه مردم براى قبول اعمال خود دعا كنند .
5 - آيه شريفه
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
« 2 » ، دلالت بر قبول برخى اعمال دارد .
علاوه اينكه عبادت فاسق كافى است ولى مقبول نيست .
البته برخى اين دلائل را پاسخ گفتهاند ولى پاسخ آنها بىاشكال نيست .
نور در حال كسوف و خسوف
در نهايه آمدهاست : اگر قسمتى از خورشيد منكسف شود ، و نور هلال باقيمانده آن در سوراخ تنگ عبور كرده و به سطح موازى برابر آن برسد ، آن نور هلال است . ولى اگر ماه چنين شود ، نور آن بر سطح پشت سوراخ ، هلالى نيست و مطابق با شكل سوراخ است . علت اين مسئله در همان كتاب آمدهاست .
پيش از منطق
علامه قطب شيرازى در شرح حكمت اشراق مىنويسد : مرتبه يادگيرى دانش منطق اين است كه پس از تهذيب اخلاق و تقويت فكر ، برخى علوم چون رياضيات ، اعم از هندسه و حساب آموخته شود .
اما اينكه بايد تهذيب اخلاق پيش از منطق ياد گرفته شود به اين جهت است كه بقراط در
هامش
( 1 ) - مائده ، 27 .
( 2 ) - همان ، 27 .