تفسير آيه انه كان للاوابين غفوراً
در تفسير واژه « اواب » آمدهاست : اواب كسى است كه گناه مىكند و سپس توبه مىنمايد ، بار ديگر گناه مىكند و باز توبه مىكند .
درِ توبه
ابن مسعود مىگويد : بهشت را هشت در هست كه هر كدام باز و بسته مىشوند ، مگر در توبه كه فرشتهاى مأمور آن است تا بسته نشود .
حاكم
احياء العلوم آوردهاست : هشام بن عبدالملك در دوران خلافت خود ، عازم مكه شد ، در مكه دستور داد يكى از ياران رسول خدا را حاضر كنند . گفتند همگى از دنيا رفتهاند . گفت :
يكى از تاليان را حاضر كنند ، طاووس يمانى را حاضر كردند . طاووس در حاشيه فرش كفش از پاى درآورد و به رسم سلام به خليفه به عنوان اميرالمؤمنين ، بر او سلام نكرد و با كنيه نام او را نياورد و در برابرش نشست و گفت : حالت چطور است اى هشام ؟
هشام به سختى در غضب شد ، و گفت : اى طاووس چه شد كه چنين كردى ؟ و بر غضب خود افزود و گفت : در حاشيه فرشم كفش درآوردى ، و سلام به عنوان امارت بر مؤمنين نكردى ، و كنيهام را نياوردى و در برابرم نشستى ، و گفتى : چطورى اى هشام !
طاووس گفت : اما اينكه كفش درآوردم ، روزانه پنج بار در برابر خدا كفش مىكنم و او برمن خشم نگرفتهاست . اما اينكه تو را اميرالمؤمنين نناميدم ، همه به امارت تو بر مؤمنين خشنود نيستند دوست نداشتم دروغ بگويم . اما اينكه تو را با اسم خواندم ، خدا پيامبرانش را به اسم مىخواند و مىفرمايد : يا داوود ، يا يحيى ، يا عيسى و دشمنانش را با كنيه مىخواند و مىفرمايد :
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ .
« 1 » اما اينكه در برابر تو نشستم ، از اميرمؤمنين على عليه السلام شنيدم كه فرمود : هرگاه خواستى به كسى بنگرى كه اهل آتش است ، بنگر به كسىكه نشسته و اطراف او عدهاى ايستادهاند .
اذا اردت ان تنظر الى رجل من اهل النار فانظر الى رجل جالس و حوله قوم قيام .
هشام گفت : مرا موعظه كن . طاووس گفت : از اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : در جهنم مارهايى هستند به اندازهى تلها و عقربهايى هستند به اندازهى استرها ، اميرانى را مىگزند كه در بارهى رعيت خود به عدالت
هامش
( 1 ) - مسد ، 1 .