كتاب فصول مىگويد : بدن ناسالم هرچه بدست آورد ويران مىكند ، نمىبينى كسىكه از نظر اخلاقى مهذب نشدهاست ، وقتى به منطق وارد مىشود ، راه انحراف و گمراهى را مىپيمايد و در مسير نادانى قرار مىگيرد و از جماعت اعراض كرده و زحمت اطاعت خدا را به خود راه نمىدهد و به سخن شرايع الهى وقعى نمىنهند . حقيقت را زير پا له كرده و حجت را از ميان مىبرد و بهشت را بر خود ممنوع مىسازد . در حالى كه حكمت آن است كه آدمى از ظواهر دست بردارد ، و بداند كه صورت اشياء حاكى از حقايق باطنى آنهاست و حقيقت ترك ملاحظات عمل است نه خود عمل ؛ ولى نااهلان ، ترك عمل را وسيله بدست آوردن حقايق دانستهاند . اينان از حكماء فاصله گرفتهاند و خداوند هم در قيامت از آنان انتقام مىگيرد .
اما اينكه پيش از منطق ، رياضيات لازم است ؛ به آن جهت است كه خوانندگان منطق ، با برهان ، انس مىيابند .
آرزو
آرزو ، رفيق و مونس انسان است . انسان اگر اين دوست را نيابد ، نابود مىشود .
احسان خدا
در يكى از كتابهاى آسمانى آمدهاست : اى پسر آدم ! اگر همهى دنيا از آن تو باشد ، از آن جز غذاى تو براى تو نخواهد بود . وقتى من قوت تو را به تو دادم و محاسبهاش بر غير تو گذاردم ، آيا من به تو احسان كردهام يا نه .
گريه فضيل
عارفى گويد : فضيل عياض را در عرفه هنگام تضرع مردم ديدم كه مانند بچه مرده مىگريست و مىسوخت . نزديك غروب خورشيد دست به محاسن گرفت و سر به آسمان كرد و به خود گفت : واى بر تو هرچند هم آمرزيده شوى ، سپس با مردم از عرفات بيرون رفت .
پذيرش مسؤليت
احياءالعلوم آوردهاست : وقتى عثمان ، ابنعباس را والى نمود ؛ ياران پيامبر به او تبريك گفتند . ابوذر با اينكه سابقهى دوستى با ابنعباس داشت نزد او نرفت . ابنعباس ناراحت شد و او را مورد سرزنش قرار داد . ابوذر گفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم وقتى انسان ولايتى را بپذيرد ، از ولايت خدا دور مىگردد
ان الرجل اذا ولى ولاية تباعداللَّه عنه .