عيد
عبداللَّه مبارك مىگويد : به راهبى گفتم : عيد شما كى است ؟ گفت : روزى كه نافرمانى خدا نكنيم .
* زاهدى با لباس چركين در روز عيد از خانه خارج شد ، به او گفته شد : در چنان روزى با اين هيبت خارج مىشوى در حالى كه مردم زينت كردهاند ؟ گفت : به چيزى مانند اطاعت براى خدا زينت نتوان كرد .
سجده
شب دراز و دل جمع و پاسبان در خواب * چه سجدهها كه بر آن خاك در توان كردن
جزاى شوخى
مردى ، زنى را ديد كه كفش پارهاى به پا داشت . به وى گفت : اى زن كفش تو مىخندد . زن گفت : كفش من بىادب است و چون ديوثى را ببيند ، نمىتواند خودش را نگه دارد و مىخندد . آن مرد گفت : آرى اين پاداش كسى است كه شوخى مىكند .
دوستى
عبداللَّه معتز گفته است : كسانىكه براى يافتن دوست مطابق طبع خود از جايى به جايى كوچ كنند ، وقتى به فرد مورد نظر رسيدند ، عصاى سفر را مىاندازند و به خانه مىنشينند .
آن وقت است كه لشكر نصايح به آنان هجوم مىآورد ، رازهاى دل آرامش مىيابند ، گره محافظت باز شده و لباس زينت كنده مىشود .
* عبداللَّه معتز گويد : از گناه كسىكه جز اقرار به گناه راهى ندارد بگذر ، تا از آرزويش به عفو تو ، دوست جديدى بيابد .
گويند
زاهد نكند گنه كه قهارى تو * ما غرق گناهيم كه غفارى تو
او قهارت خواند و ما غفارت * آيا به كدام نام خوشدارى تو
گويم
رندان گاهى ملك جهان مىبازند * گاهى بهنگاهى دل و جان مىبازند
اين طور قمار را نه چند است و نه چون * هرطور بر آيد آنچنان مىبازند