او سرد مىشود .
ضرار با ديده اشكبار بيرون رفت . معاويه به ياران خود گفت : اگر من نباشم ، كسى از شما چنين مرا ستايش نمىكند . يكى از حاضران گفت : دوست به اندازه جايگاه دوست او را ستايش مىكند .
فال بد
در كتاب انيس العقل آمدهاست : چيزى مضرتر براى اجتهاد و تدبير ، از اعتقاد به فال بد نيست ، هركه معتقد باشد كه صداى گاو و كلاغ ، قضا و قدر را تغيير مىدهند ، نادان است .
بدان كه كمتر كسى از فال بد حفظ مىشود ، مخصوصاً آن كس كه قضا و قدر مانع رسيدن وى به ارادهاش شدهاست ، مأيوستر و نااميدتر است . چنين كسى چون درها را بر خود بسته مىبيند فال بد را ابزار رهايى خود از لغزشها قرار مىدهد و به خدا و قضا و قدر اعتنا مىشود .
ولى چون فال بد پيش آمد ، ديگر كارى انجام نمىدهد و همواره از پيروزى نااميد مىگردد ، او در اين صورت دائماً مىلغزد و به مقصود نمىرسد .
از سوى ديگر ، هركس قضا و قدر با ارادهاش همراه باشد ، وى كمتر به فال بد توجه مىكند چرا كه اقدام خود و رأى خود را مايه پيروزى خويش مىداند و ترسى به او راه پيدا نمىكند ، او همواره خود را پيروز مىبيند ، وى غنيمت را معلول كار و بيچارگى را اثر نااميدى مىداند .
با اين وصف ، فال بد عامل عقب ماندگى و توجه نكردن به آن مايه پيروزى است .
سزاوار است كسىكه گرفتار توجه به فال بد شده ، خيالات را از سر خود بيرون كند و راه شكست را بر خود ببندد ، او نبايد شيطان را بر خود چنان مسلط سازد تا با ارادهاش درافتد و او را به جدال با خدا سوق دهد ، بايد بداند قضاء الهى غالب است ، رزق بنده هم سببى لازم دارد كه همان حركت اوست .
پس با اطمينان به خدا تصميم خود را عملى سازد ، و عطاء و منع خدا را بپذيرد و چون چيزى مانند فال بد و خيال باطل او را در بر گرفت ، فرمايش رسول خدا را بگويد ، كه :
پروردگارا خوبيها را كسى جز تو نفرستد و بديها را كسى جز تو دور نسازد و قوت و قدرتى جز به تو نيست .
اللهم لا يأتى بالخيرات الا انت و لا يدفع السيئات الا انت و لا حول و لا قوة الا باللَّه .
قضا و قدر
از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت است كه : روزى نيست ، خورشيد طلوع كند مگر اينكه هنگام