تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
گرما زياد است . ( يا ابت ، اشدُ الحرِ ) . وى حرف « دال » در واژه « اشد » به ضمه و « ر » در واژه « حر » را به كسره خواند . ابوالاسود گمان برد كه دخترش از گرم‌ترين ماهها سؤال مىكند و لذا پاسخ داد برج آب گرمترين ماه‌هاى سال است . دختر گفت : پدر جان سؤال نمىكنم ، خبر مىدهم . ابوالاسود از اشتباه اعراب كلمه‌ها متعجب شد و نزد امام على عليه السلام آمد و گفت : لغت عرب از دست رفته است . امام فرمود : كاغذ بياور و علوم نحو را به او آموخت .

نقطه ، هندسه

گويند : اقليدس در هندسه ثابت كرد كه نقطه قابل قسمت نيست ، بر خلاف نظر او ، دوستى دارم كه دهان او چون نقطه موهومى است كه گاه خنده از هم جدا مىشود .
برهن اقليدس فى فنه * و قال النقطة لا تنقسم و لى حبيب فمه نقطة * موهومة تقسم اذا يبتسم

نام‌ها و كنيه‌ها

اديبى از قاضى ابن‌قريعه پرسيد : چه مىگويى در باره‌ى كسىكه نام پسرش را مدام و كنيه‌اش ابوالندام ، نام دخترش راح و كنيه وى ام‌الافراح و نام غلامش شراب و كنيه‌اش ابوالاطراب و نام كنيزش قهوه و كنيه‌اش ام‌النشوة گذاشته‌است ؟ آيا بايد او را از كارش بازداشت يا نه ؟ ابن قريعه گفت : اگر از ابوحنيفه مىپرسيدى ، خليفه او را به جنگى مىخواند و براى او پرچمى مهيا مىكرد ، و با كسانى كه با نظر او مخالف هستند مىجنگيد . ولى اگر ما به جاى او بوديم ، مىگفتيم : اگر اين اسامى واقعيت هستند ، پى مىبرديم كه آن شخص دولت عشق را زنده و پرچم دختر زرجون را برافراشته‌است لذا با او بيعت مىكرديم . و اگر اين اسامى واقعيت نباشند ، اطاعت از او را نمىپذيرفتيم و متفرق مىشديم ، چون ما پيشواى فعال مىخواهيم نه پيشوايى كه فقط حرف بزند .

سفر

حضرت موسى عليه السلام مىفرمايد : از سفر نكوهش نكنيد ، چون من از سفر ، چيزهايى بدست آورده‌ام كه هيچ كس بدست نياورده‌است . مراد او برانگيخته شدن وى به رسالت و مشرف شدن به مقام سخن گفتن با خدا است .

ارزش انسان

در حديث آمده‌است : هركه قدر خود داند ، هلاك نشده‌است .