تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
در اينجا به حسب لزوم چند شيوه مطرح مىشود . 1 - طريقه هندى ، هندىها معتقدند بايد نفس را از مشغله‌هاى دنيوى باز داشت . آنان مىگويند جادو از نفس بشرى است و تا مجرد نشود ، اين امر محقق نمىشود . فلاسفه متأخر اين رأى را پسنديده‌اند و عده‌اى از تركان نيز در مسير هندوها در راه مجرد كردن نفس كوشيده‌اند . 2 - طريقه نبط ، نبطيها براى جادو ، دست به اعمالى مناسب با مطلوب مىزنند ، افسون مىخوانند ، وقت خاصى را براى كار خود اختصاص مىدهند . كار آنها همراه بخورهايى است كه سوزانيده مىشود . آنان گاهى از مثالها استفاده مىكنند و گاهى نخهايى را به هم گره مىزنند و بر آنها مىدمند . گاهى كاغذهايى را مىنويسند و دفن مىكنند ، يا به آب مىدهند ، يا به جايى مىبرند كه باد حركتش دهد يا با آتش مىسوزانند . اين افسون همان تضرعى است كه در برابر ستارگان مأمور عمل مورد نظر صورت مىگيرد . آنان معتقدند آن آثار از ستارگان نشأت مىگيرند . 3 - طريق يونان ، يونانيها براى اعمال جادو ، روح افلاك و ستارگان را تسخير مىكنند و قواى آنها را با ايستادن در كنار آنها و تضرع براى آنها نازل مىنمايند . آنان معتقدند آثار ستارگان ، مربوط به روح آنهاست نه جرم آنها ، فرق آنان با صائبيها در همين است كه صائبىها آثار را به خود ستاره مىدهند . طريق فيلسوفان قديم ، نيز همين بود . 4 - طريق عبرانيه و قبط و عرب ، آنان براى اعمال جادو از اسمها و قسمهاى ويژه استفاده مىكردند . آنان معتقدند كه اين آثار از جن‌ها حاصل مىشود و قسمها موجب تسخير ملائكه‌اى مىشود كه جنها را به تسخير در مىآورند . در آن كتاب آمده‌است كه نيرنجات ، اظهار خاصيت امتزاج است و نيرنگ در فارسى ، همان نورنگ به معناى رنگ جديد مىباشد . البته عده‌اى نيرنجات را از سحر شمرده‌اند و اعمال مربوط به تردستى را به آن استناد كرده‌اند . در صورتى كه نيرنجات دانش نيست بلكه همان شعبده بازى است . لذا سزاوار نيست از جمله علوم دانسته شود . البته عده‌اى آن را به سحر ملحق دانسته‌اند . عده‌اى اسباب غريب و اعمالى كه براى امتناع ظلم وضع شده به سحر ملحق كرده‌اند و البته گفته‌اند از شاخصه‌هاى هندى است .

آغاز دانش نحو

ابن اثير در مثل السائر گفته است : روزى دختر ابوالاسود دئلى به پدرش گفت : باباجان