خداييم ، محال است تو را به ياد داشتهباشد و مرا فراموش كند .
آمرزش يا رضا
باديه نشينى حلقه در خانه كعبه را بهدست گرفته بود و مىگفت : بندهى تو در خانه توست . روزگارش گذشت و گناهانش باقى ماندهاست . شهوتهايش پايان يافته و آثار آنها بجا ماندهاست ، از او خشنود باش . اگر از او خشنود نيستى او را عفو كن . چه بسيار كه مولى بندهاش را عفو مىكند ولى از او خشنود نيست .
مرگ
در نهجالبلاغه آمدهاست : وقتى به پشت افتادهاى و مرگ در برابر توست ، چه زودست ملاقات .
* نيز امام على عليه السلام مىفرمايد : همهى امور در گرو تقدير خود هستند تا اينكه مرگ بر همه چيره شود .
جادو
در ارشادالمقاصد آمدهاست : در حرام بودن جادوگرى اختلاف نيست . ولى آيا تعليم آن هم حرام است ؟ ظاهر اين است فراگيرى سحر جايز باشد ، برخى نيز حتى آن را واجب كفايى دانستهاند . زيراكه چه بسا جادوگرى ادعاى نبوت كند ، لذا بايد كسى باشد كه سحر او را باطل كند . نيز گاهى جادوگرى موجب مرگ كسى مىشود و لازم است كسى باشد كه او را قصاص كند .
البته برخى جادوها حقيقى است و برخى از آنها واقعيتى ندارد . قسمت غير حقيقى را اصطلاحاً چشم بندى گويند . جادوگران فرعون هر دو بخش را به كار بردند . اول جادوگرى غير حقيقى را انجام دادند و خدا بههمين قسم از جادوى آنان چنين اشاره مىكند .
سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ
« 1 » ، سپس جادوى حقيقى كردند كه خداوند كار آنها را چنين مطرح مىكند .
وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ
« 2 » . البته چون مردم از اسباب جادو با خبر نيستند و هر كسى چيزى در اين باره مىگويد ، سحر شيوههاى مختلفى پيدا كردهاست .
هامش
( 1 ) - چشم بندى كردند . اعراف ، 116 .
( 2 ) - هراسى ايجاد كردند و سحرى بزرگ آوردند . اعراف ، 116 .