تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
مپندار كز بهر بازى گريست * سراپرده‌اى اينچنين سرسريست در اين پرده يك رشته بيكار نيست * سر رشته بر ما پديدار نيست نه زين رشته سر مىتوان تافتن * نه سر رشته را مىتوان بافتن

سخن حاكم

حكيمى گويد : هرگاه حاكم به زيردستانش بگويد بياوريد ، يعنى بگيريد .

ايمان قلبى

باديه نشينى پرده خانه كعبه را گرفته و مىگفت : خدايا ! برخى به زبان به تو ايمان آوردند تا خون خود حفظ كنند و به آنچه مىخواستند ، رسيدند ، ما قلباً به تو ايمان آورده‌ايم تا از عذابت نجاتمان دهى . ما را به آرزويمان برسان .

تلاش بىخدا

متنبى گفته است : هركه در پناه خدا باشد ، مقصودش از همه چيز بدست آمده و اگر كسى از خدا يارى به او نرسد ، نخستين چيزى كه او را نابود مىكند ، تلاش اوست .
اذا كان عون اللَّه للمرء شاملا * تهيأ له من كل شى مراده و ان لم يكن عون من اللَّه للفتى * فاول ما يجنى عليه اجتهاده

بندگى

زاهدى گويد : اگر در قيامت مرا مخير كنند بين بهشت و آتش ، آتش را انتخاب مىكنم . چرا كه از رفتن به بهشت حيا مىكنم . اين سخن به جنيد رسيد و او گفت : بنده را اختيار نيست .

نام مال

حكيمى گفته است : مال را از آن جهت مال ناميدند كه انسان را از اطاعت خدا متمايل مىسازد .

سه روز صبر

ابن عباس مىگويد : هركه سه روز دنيا او را حبس كند و او از خدا در آن سه روز خشنود باشد ، اهل بهشت است .

خودستايى

معاويه از كسى پرسيد بزرگ قوم تو كيست ؟ گفت : خودم . معاويه گفت : اگر چنين بود نمىگفتى .