بود . وى در جلسه افسانه سرايان و شعبده بازان شركت مىكرد ، وقتى دانش پژوهان او را در مجلس درس نمىديدند ، مىدانستند در آن مجالس است . به او گفتند : تو امام در دانش هستى چرا در چنين مجالسى شركت مىكنى ؟ در پاسخ گفت : اگر مىدانستيد من در اين مجالس چه بهرههايى مىبرم ، مرا ملامت نمىكرديد . من همواره از محاورات اين عده و خطابات آنها كه بين هذيانهاى آنها صادر مىشود بهره مىبرم .
اگر من خود بخواهم مانند آنها بگويم ، توان آن را ندارم ، من حاضر مىشوم تا آن حرفها را بشنوم .
نور زمين
جِرم ماه ، نور خورشيد را بهخاطر سنگينى مىپذيرد و بهخاطر صيقلى بودنش منعكس مىكند ، زمين نيز مانند ماه است . حال اگر كسى بر كره ماه باشد ، كره زمين همان نمايش ماه را دارد ، و ماه كه اطراف زمين مىچرخد ، چنان خيال مىشود كه زمين به دور ماه مىگردد ، و حالات بدرى و هلالى را در مدت يك ماه مىبيند . البته بدر بودن زمين براى ماه ، محاق ماه براى زمين است . و خسوف آن ، كسوف ماهاست . چون اشعه چشم او داخل مخروط ظل الارض قرار مىگيرد و خورشيد مانع آن است حالت نورانى آن را ببيند و خسوف آن هم در اثر نفوذ سايه ماه مانع مىشود . البته خسوف آن طولانى نيست ولى كسوف طولانى است . چون بخشى از زمين خشك است و نور آن منعكس نمىشود ، چنانچه همين عدم انعكاس در ماه نيز ديده مىشود .
فرشتگان ، قيامت ، پند
امام على عليه السلام در خطبهاى از نهجالبلاغه فرشتگان را توصيف مىكند و خطاب به خداوند مىفرمايد : گروهى از فرشتگانى كه آنها را در آسمانهاى خود سكونت بخشيدهاى ، و از زمينت بالا بردهاى ، آنها از همهى مخلوقاتت نسبت به تو آگاهترند ، و بيشتر از تو مىترسند ، و به تو نزديكترند ، آنها در صلب پدران قرار نگرفتهاند و رحم مادران آنها را در خود جاى نداده و از آبى پست خلق نشدهاند ، ناراحتيها و مشكلات زندگى آنان را متفرق نساخته ، با اين مقام و قربى كه با تو دارند ، و منزلتى كه نزد تو يافتهاند ، و تمايلاتى كه در تو خلاصه كردهاند ، و طاعتهاى فراوانى كه براى تو انجام مىدهند ، و با اينكه از فرمان تو كمتر غفلت ميورزند ، اگر كنه آنچه از تو بر آنها پوشيدهاست مشاهده مىكردند اعمال خويش را حقير مىشمردند و بر خويشتن عيب مىگرفتند ، و خوب مىفهميدند كه حق عبادت تو را انجام