تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
تشويق مىكند در حالى كه
ما كانُوا مُهْتَدِينَ
، چنين نيست و ترشيح است .

سياست و خدا

احنف بن قيس گويد : سحرى از خواب برخاستم و در فكر بيان سخنى بودم كه به وسيله آن رضايت سلطان را برآورده سازم ، و از خشم خدا جلوگيرى كنم ، به فكرم نرسيد .

دنيا و آخرت

حكيمى گويد : خدا دنيا و آخرت را در يك جا جمع نكرد ، بلكه روى زمين پخش نمود .
كسى كه منزل او كوى يار خواهد بود * بجز سفر به جهانش چه كار خواهد بود

فقر ، سفر

پدرم به من نوشت : بينوايى را سبك ساز و در پى ثروت شو ، چرا كه بسيارى از كمرها از فقر شكسته شد ، در هر زمين لختى شترت را بخوابان ، اگر بر وفق مراد تو نبود ، به جاى دگر سفر كن چون زمين منحصر به هرات و روزى تو متوقف به آنجا نيست .
خف الفقر ملتمساً للغنى * فبالفقر كم من فقار كسر و فى كل ارض انخ برهة * فان وافقتك و الا فسر فما الارض محصورة فى الهراة * و لا الرزق فى وقفها منحصر

عدد

دانشمندان حساب در تعريف عدد گويند : عدد نيمى از مجموع دو عدد دو طرف خود است . با اين تعريف ، عدد يك خارج از تعريف است ، چون عدد كاملى زير آن نيست . اين تعريف بىايراد نيست ، چون عدد فوقانى هر عددى به همان اندازه كه عدد زير ، كمبود دارد ، زيادى دارد . بنابراين مجموع عدد تحتانى و فوقانى دو برابر آن عدد است . از سوى ديگر گفته‌اند : عدد يا صحيح است يا مكسور ، بنابراين گوييم عدد تحتانى يك ، نيم است ، و فوقانى يك و نيم است . و اين تعريف با اين وصف بر يك هم صادق مىشود . نيز عدد سه مشمول تعريف است زيرا نصف مجموع دو طرف خود است . عدد تحتانى سدس و عد فوقانى ثلث و سدس ( نصف ) است و سه ، نصف مجموع نصف و سدس است .

هديه شاهانه

ابواسحاق صابى ، اسطرلابى كوچك از يك ارم ساخته بود ، و در جشن مهرگان به عندالدوله ديلمى با اشعار زير تقديم كرد . ثروتمندان در جشن مهرگان ، زمينها هديه مىدهند ولى بنده‌ات ابراهيم كه از مقام عالى