مىبندد ، آن چنان كه سرشان را با پاها به هم نزديك كنند ، جامههايى از موادى كه زود آتش مىگيرد و لباسهايى از قطعههاى آتش بر آنها بپوشانند . در عذابى كه حرارت آن بسيار شديد است و درش به روى آنها بسته است . در آتشى كه بخروشد و زبانه كشد شعلهاش ساطع است و صدايش هراسانگيز . آنها كه در آنند از آن خارج نگردند ، و براى آزادى اسيرانش غرامت پذيرفته نمىشود ، و زنجيرهايشان گسسته نمىگردد ، مدتى براى اين خانه تعيين نشده تا پايان پذيرد ، و نه سرآمدى تا تمام گردد !
دوست
به حكيمى گفتند : كدام يك را بيشتر دوست دارى ، برادر يا دوستت ؟ گفت : برادرم اگر دوستم باشد .
ابليس
عارفى گويد : شيطان نزد پدر و مادرت سوگند ياد كرد كه از خيرخواهان آنها است ، حال ببين با آنها چه كرد ، ولى نسبت به تو سوگند به فريب تو ياد كرده و گفته :
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
، با اين وصف با تو چه مىكند . دامن همت به كمر زن و از دست او خود را نجات بده .
دوست
عارف ديگرى گويد : پدر مربى ، برادر دام ، عمو غم ، دايى و بال ، فرزند بار ، خويشان ( اقارب ) عقرب هستند ، و انسان با دوست خود است .
خربزه رى
در تاريخى قابل اعتماد ديدم ، عبداللَّه بن ظاهر از مرو خربزه براى واثق بالله به بغداد مىبرد . در رى خربزههاى خراب شده را جدا مىكرد ، مردم رى دانههاى آن را مىكاشتند ، خربزههاى شيرين رى از دانهى همان خربزههاست . عبداللَّه هر سال پانصد هزار درهم صرف خربزه مىكرد .
بخشش يا انتقام
منتصر گفته است : شيرينى عفو از انتقام برتر است . چون لذت عفو همراه با عاقبت نيكو است و لذت انتقام همراه با نكوهش پشيمانى است .
طلب آمرزش
عربى در حال مناسك حج بود و در استغفار با مردم همراهى نمىكرد . گفتند : چرا از خدا مغفرت نمىخواهى ؟ گفت : همانطور كه ترك استغفار با ملاحظه آمرزش خدا نشانه ضعف