خالصانه عمل انجام ده كه بيننده ، بيناست .
خواب خود را تا قبر ، فخر فروشى را تا پاى ميزان و لذت خود را تا بهشت ، تأخير انداز ، تو براى من باش تا من براى تو باشم .
* با ناچيز شمردن دنيا به من نزديك شو ، تا از عذاب جهنم دور شوى .
* اى بنىآدم ! مصيبت آنكه كشتىاش شكسته و بر چوبى در وسط دريا مانده ، از مصيبت تو بيشتر نيست . چه اينكه تو يقين به گناه خوددارى و بهخاطر عمل خود در پرتگاهى .
استعاره
طيبى در تبيان كه در فن معانى بيان است مىگويد : در آيه
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ
« 1 » ، « اشتروا » استعاره تبعيه است ، .
« فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ »
ترشيح است
« وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ »
تجريد مىباشد .
در فن بديع همين كتاب آمدهاست كه : و ما كانوا مهتدين ، ايغال است ، چون تجار در بارهى مال التجاره ، مىخواهند سرمايه و سودشان لطمه نبيند و گاهى هر دو از بين مىرود و بهره تجارت فقط پيدا كردن مهارت بيشتر بودهاست . و لذا از آن به بعد در امر تجارت دست به حيله مىزنند ، اينها هستند كه سرمايه و سود را از دست دادهاند و راه تجارت را گم كردهاند . همين نكات در كشاف هم آمدهاست .
من مىگويم تعريف طيبى براى استعاره و آنچه ذيل ايغال گفتهاند مناسبت باهم ندارند .
لذا بايد
وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ
استعاره ترشيحيه باشد نه تجريد ، زيرا طراوتى كه در صورت ترشيح از آيه بدست مىآيد در صورت تجريد حاصل نمىگردد . نيز شاهد ايغال هم درست نيست چون ايغال يعنى آوردن نكته زائدى كه كلام بدون آن تمام باشد ، چه اينكه ايغال از اصناف اطناب است و در قرآن اين تصور صحيح نيست .
البته در آيه
اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ
« 2 » ، گفتهاند : رسول خودش مهتد است لذا آيه مثال براى ايغال است . زيادتى آيه اين است كه خدا مردم را به پيروى از رسول
هامش
( 1 ) - بقره ، 16 .
( 2 ) - يس ، 21 .