آرزو
غزالى مىگويد : فرق بين اميدوارى ( رجاء ) و آرزو ( تمنى ) اين است كه اميد بر خلاف آرزو ، بر اصلى استوار است . مثلًا : برزگرى تخم كاشته و زحمت آبيارى را تحمل كرده و حاصل را خرمن كرده مىگويد : اميدوارم فلان مقدار گندم بدست آورم . اين اميد است . كس ديگرى تخمى نكاشته ، زراعتى بدست نياورده و زحمت هم نكشيده در خواب و خيال خود فرو رفته و گاه خرمن كوبى مىگويد آرزو دارم فلان مقدار گندم بدست آورم ، اين آرزوى بىريشه است و دست نيافتنى است .
بنده نيز وقتى در عبادت زحمت به خود داده و از گناه چشم پوشيده ، آنگاه بگويد اميدوارم كه خداوند اين اندك را از من بپذيرد و اين عمل كوتاه را تمام و ثواب كامل عطا كند ، اين اميد است . ولى اگر غافل مانده و وظايفش را ترك گفته و معصيت كرده و از خشم و رضاى خدا و بهشت و جهنم او باكى نداشته و بگويد : اميدوار به بهشت و نجات از جهنم هستم ، اين اميد او آرزويى است دست نيافتنى و او خود آن را اميد ناميدهاست . اين جهل و خطا از اوست .
* يكى از عارفان گفته است كه ابومسيره عابد را ديدم دندههايش از شدت زحمت پيدا بود .
به او گفتم : خدا تو را ببخشد ، رحمت خدا وسيع است . خشم گرفت و گفت : اثر نااميدى در من ديدى ؟ رحمت خدا به محسنان نزديك است . به خدا سخن او ما را به گريه واداشت .
بايد انسان عاقل ، حال پيامبران و بزرگان و اولياء را بنگرد كه چگونه در اطاعت خدا تلاش مىكردند و عمرشان به عبادت مىگذراندند . و شب و روز در همان حال بودند ، آيا آنان حسن الظن به خدا نداشتند ؟ به خدا آنان آگاهترين به وسعت رحمت خدا بودند و بيشترين حسن ظن به كرم خدا داشتند ولى مىدانستند اين رحمت بدون تلاش و كوشش بدست نيايد و غير آن آرزويى دست نيافتنى و غرور محض است . پس شما خودتان را در عبادت و طاعت به زحمت اندازيد تا اميدى كه بهترين توشه است فراهم كنيد .
سرگرم مولا
عارفى سرودهاست ، عدهاى مشغول دنيا شدند و گروهى سرگرم مولا گشتند ، ملازمان درگاه مولا ، از ديگران بىنياز شدند .
تشاغل قوم بدنياهم * و قوم تخلوا بمولاهم