تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
و الزمهم باب رضوانه * و عن سائرالخلق اغناهم

مقدمات عمل

عارفى گفته است : يقين دارم اعمالى كه انجام نمىدهم مورد قبول خدا نيست . گفتند از كجا معلوم است ؟ گفت : چون توان انجام مقدمات لازم را ندارم ، لذا مطمئن هستم كه اعمالم قبول نيست .

دنيا ، مرگ

عبداللَّه بن معتز مىگويد : دنيا به وعده‌اش وفا نمىكند و دوام ندارد ، چه بسيار خوابيده در سايه‌اش كه او را بيدار كرده و چه بسيار مطمئنى كه به او خيانت ورزيده‌است ، تا اينكه علم او قطع و بر كار او چيره شده‌است . مرگ حياتش را در هم كوفت و قواى حركتى او را نابود كرد و بلا ، زيبايى در او را خاموش نمود و نظم صورتش را از بين برد و چون خطى از خاكستر در زير خاكها و سنگها گرديد . دوستانش او را تحويل قبر دادند و خاك را فرش او قرار دادند ، در خانه‌اى كه با بيل و كلنگ تهيه شد و با سنگ فرش گرديد ، او دائماً به‌خاطر آرزويش مضطرب بود تا اينكه در كام مرگ افتاد و روزگار اسم او را محو و حافظان ياد او را فراموش كردند .

اجزاء نبوت ، مدارا ، ميانه روى ، سكوت

در كتاب الشهاب ، از پيامبرخدا صلى الله عليه و آله نقل شده‌است كه : مدارا ، ميانه روى و سكوت جزيى از بيست و شش جزء نبوت است . * قطب راوندى در شرح شهاب گويد : اگر سؤال شود چرا اجزاء نبوت 26 جزء در نظر گرفته شده‌است ؟ گوييم ابن‌بابويه در كتاب نبوت آورده‌است : وقتى جبريل به حضور پيامبر رسيد و پيامبرى او را اطلاع داد پيامبر چهل ساله بود . از آن پس بيست و سه سال زندگى كرد و سه سال پيش از بعثت ، وحى به او رسيد اما خاص خود او بود . پيامبر در آن سه سال احكام شرعيه را مىشنيد لذا نبوت ظاهرى و باطنى پيامبر بيست و شش سال طول كشيد . نيز گويند رسول خدا فرموده‌است : پيامبر در يك سال ، غرض اصلى و فلسفه اين سه خصلت را بيان كرده‌است و در اين مدت جزء به اين سه سفارش نمىكرد ، پس در واقع اينها جزيى از اجزاء نبوت من بودند .