ليك يك باشد همه انوارشان * چونكه برگيرى تو ديوار از ميان
چون نماند خانها را قاعده * مؤمنان باشند نفس واحده
قرآن جاويد
بزرگى گفته : همهى كتابها در خواننده ايجاد سستى مىكند مگر قرآن كه بهخاطر نكات تازه آن تا قيامت ملال آور نمىباشد .
جميع الكتب يدرك من قرأها * ملال او فتورٌ او سامة
سوى هذا الكتاب فان فيه * بدائع لا تملُّ الى القيامة
ال در الحمد
زركشى در شرح اين شعر در كتاب تلخيص المفتاح كه آن را « مجلى الافراح » ناميده و كتابى پر حجم است كه بيش از كتاب مطول بوده و من در سال 992 در بيتالمقدس مطالعه كردهام ، مىنويسد : ال در الحمد براى استغراق يا جنس است ، زمخشرى آن را ال جنس دانسته ، گفتهاند اين رأى حكايت از معتزله بودن وى مىكند البته ممكن است نظر او را چنين توجيه كرد كه آنچه در خواندن حمد از بنده خواستهاند ، انشاء حمد است نه اخبار از آن ، بههمين علت استغراق صحيح نيست چرا كه بنده نمىتواند همهى مراتب حمد را انشاء كند ، به خلاف جنس كه در آن چنين احتمالى نخواهد بود .
لف و نشر
در همان كتاب در بحث لف و نشر آمدهاست : زمخشرى به مناسبت آيه
وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ . . .
« 1 » مىگويد : اين مصداق لف و نشر مرتب است و ترتيب اصلى آيه چنين است : و من آياته منامكم و ابتغائكم من فضله بالليل و النهار ، كه بين دو قرينه اول و دو قرينه دوم فاصله آورده شدهاست . چه اينكه آن دو زمان هستند و زمان و آنچه در زمان واقع مىشود يك چيز مىباشند و اين لف و نشر است كه اتحاد هر دو را ثابت مىكند . زركشى پس از اين نقل قول ، مىگويد : حرف زمخشرى مطابق ادبيات عربى نيست زيرا موجب مىشود كه نهار ، معمول ابتغائكم باشد و حال آنكه معمول بر عامل ( مصدر ) مقدم شده و اين تقدم جايز نيست ؛ علاوه اينكه لازم مىآيد عطف بر دو معمول دو عامل باشد و اين از نظر تركيبى جايز نيست .
هامش
( 1 ) - روم ، 23 .