تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
صورت‌ها هم دگرگون مىشود .

جنين

پزشكان مجرب گويند : براى تكون جنين در رحم زمانى خاص معين شده‌است وقتى آن زمان برسد ، جنين تغيير مىكند و هر وقت جنين كامل شود از رحم جدا مىگردد . * شيخ در كتاب حيوان آورده‌است : زنى چهار سال آبستن بود ، و پس از آن بچه‌اى زاييد كه دندان داشت و باقى ماند . * ارسطو مىگويد : مدت حمل همه‌ى موجودات معلوم است جز انسان . پس از كوشش چند ساله كه زمان حمل انسان را بدست آوردم ، به زنى برخورد كردم كه پس از 184 شب زائيد .

غم

در ديوان امام على عليه السلام آمده‌است : سختى و آسانى دو حال گوناگون هستند و نعمت و گرفتارى همواره بر هم مباهات مىكنند ، جوانمرد آگاه ، اگر از زمانه خيانتى ببيند ، دست به خيانت آلوده نمىكند . به من اگر ناراحتى برسد چون سنگ استقامت مىورزم . در گرفتارى شكيبا هستم و اطمينان دارم كه نه نعمت باقى مىماند و نه گرفتارى .
هى حالان شدة و رخاء * و سجالان نعمة و بلاء والفتى الحاذق الا ريب اذاما * خانه الدهر لم يخنه العزاء ان المت ملمة بى فانّى * فى الملمات صخرة صمّاء صابر فى البلاء علما بانّ * ليس يدوم النعيم و البلاء

افراط در محبت

سمنون محب گويد : در همسايگى ما ، مردى زندگى مىكرد و كنيزى زيباروى داشت . و او بىنهايت وى را دوست مىداشت . روزى كنيز بيمار شد ، وى براى او آشى تهيه كرد و كنار قابلمه نشست و آش را به هم زد . كنيز آه دردناكى كشيد و ملاقه از دست همسايه ما در قابلمه افتاد و آتش سوزان بر دستش ريخت و گوشت انگشتانش فرو ريخت و آن مرد با آن حال ، احساس ناراحتى نكرد . اين داستان حكايت از افراط در محبت به مخلوق مىكند ، اين محبت سزاوار خالق است