تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
نه مخلوق . چرا كه بصيرت باطنى از بينايى ظاهرى صادق‌تر است و البته جمال خدا به مراتب از جمال ظاهرى برتر . و هر جمال ديگر نسبت به جمال او ناقص است . عارف رومى گفته است :
هر كسى پيش كلوخى سينه چاك * كاين كلوخ از حسن گشته جرعه ناك باده درد آلوده‌تان مجنون كند * صاف اگر باشد ندانم چون كند

بنىتميم

شاعرى نزد ابودلف آمد ، پرسيد از كجايى ! شاعر گفت : از بنىتميمم ، ابودلف اين شعر را خواند : بنىتميم ملامت را از مرغ قطا بهتر مىدانند ، آنان اگر راه خوب بروند گمراه شده‌اند .
تميم بطرق اللؤم اهدى من القطا * و لو سلكت سبل المكارم ضلت

اسطرلاب

اسطرلاب ابزارى است از چند وسيله متحرك و براى تشخيص اوضاع فلكى به كار مىرود . از اين ابزار براى بررسى احوال آسمان و تأثير آن بر زمين استفاده مىشود .

ذخيره

ارسطو گويد : ذخيره كردن ، چشمه‌هاى غم است ، بستى آن را به نظم آورده‌است و مىگويد : به من گويند چرا ثروتى اندوخته نمىكنى ، با اينكه اندوختن مال براى انسان لازم است . پاسخ سختى دادم و گفتم : از سرانجام آن مىهراسم تا از دزديده شدن آن محزون نشوم .
يقولون مالك لا تقتنى * من المال ذخراً يفيد الفتى فقلت فافحمتهم فى الجواب * لئلا اخاف و لا احزنا

عباس بن احنف

صولى از كسى نقل مىكند كه وى گفته است : سالى كه عازم حج بوديم ، در راه از جاده فاصله گرفتيم تا نماز بخوانيم . غلامى آمد و گفت : در بين شما كسى اهل بصره وجود دارد ؟ گفتيم همه از بصره هستيم . گفت : مولاى من اهل بصره است و اكنون بيمار است و كنار چشمه‌اى منزل كرده‌ايم . به عيادتش رفتيم به سختى سرى تكان داد و گفت : اى دور افتاده از وطن كه با تنهايى از غم خود گريه مىكنيد ، هرچه سفر را ادامه دهيد بيمارى بيشتر شود ، سپس بيهوش شد .
يا بعيد الدار عن وطنه * مفرداً يبكى على شجنه