عبدالملك رسيد . فرمان داد به خواسته اياس رسيدگى شود و از شام اخراج شود تا مبادا آشوب به پا كند .
غم
خردمندان ، ابزارى براى كاهش اندوه مطرح كردهاند كه عبارت است از :
1 - احتياط لازم و عزم راسخ .
2 - يادآورى بىثباتى دنيا و فناى آن .
3 - كاسته شدن عمر در هر روز .
شاعر مىگويد : از پيش آمد روزگار به خود تسليت بده كه موجودى پايدار نمىماند ، و غم تو نيز پايدار نمىماند . شايد پس از اين خدا به تو به رحمت بنگرد .
تسل عن الهموم فليس شى * يقيم فما همومك بالمقيمة
لعل اللَّه ينظر بعد هذا * اليك بنظرة منه رحيمة
4 - از غم وارد شده بر تو ، غمهاى بزرگتر ديگرى هم هست .
5 - حوادث ناگوار انسان نشانه فضيلت اوست .
چنان كه شاعر مىگويد : محنتهاى آدم از فضل وى خبر دهد همانطور كه آتش سر عنبر ، اهميت او را به اطلاع مىرساند .
امام على عليه السلام مىفرمايد : مهارت انسان از روزى او محسوب مىشود .
محن الفتى يخبرن عن فضل الفتى * كالنار مخبرة بفضل العنبر
چون كم اتفاق مىافتد كه زحمت فاضلان از غير جاهلان نصيب آنها شدهباشد .
6 - يقين داشتهباشد آدمى بر اثر محنتهاى پىدرپى استخوان بندى باطنى خود را تقويت مىكند و تجارب جديد بدست مىآورد و ثباتى كه تزلزلى به آن راه ندارد براى وى حاصل مىشود . چنان كه شاعر گويد :
ترا تا هست ناهموارهاى در خود غنيمت دان * درشتيهاى دور چرخ را كان هست سوهانش
7 - اقتداء به انبياء و اولياء گذشته و صالحان كه هيچكدام آنها از حوادث سخت در امان نبودند .
آدمى بايد با خود چنان رفتار كند كه اين اندوهها و غمها وى را در سلك اولياء خدا قرار مىدهد .