تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
كلما جد الرحيل به * زادت الاسقام فى بدنه
پرنده‌اى روى درختى كه وى زير سايه او بود نشست و آواز مىخواند ، بيمار به هوش آمد و گفت : پرنده‌اى آواز مىكرد و مىگريست ، بر غم من افزود ، همه ما را هر جا بوديم به گريه آورد .
و لقد زاد الفؤاد شجى * طائر يبكى على فننه شفه ما شفنى فبكى * كلنا يبكى على سكنه
سپس آه سردى كشيد و از دنيا رفت ، او را غسل داديم و كفن كرديم و نماز خوانديم و به خاك سپرديم . به غلام گفتم : كه بود ؟ گفت : عباس بن احنف بود . وى در سال 193 هجرى از دنيا رفت . ابن‌احنف ، طبعى لطيف داشت . سبك روح و نازك خيال و زيبا روى و شيرين زبان بود .

قضاى حاجت

حكيمان گفته‌اند : كسىكه به تو توجه كند ، كمك كردنش بر تو لازم است .

استفاده از ثروت

همچنين گفته‌اند : كسىكه خود از ثروتش بهره نبرد ، دامادش بهره برد ، بخشش دشمنان را دوست كند و بخل فرزندان را دشمن سازد .

فقهاء

غزالى در احياء العلوم در قسمت مهلكات غرور مىگويد : ديگر از مغروران فقهاء هستند . گمان برند حكم خدا ، حكم آنان است ، به‌همين خاطر حيله‌هايى به كار برند . همه‌ى فقهاء جز عده‌اى از زيركان آنها كه تن به حيله نداده‌اند و حق كسى را پايمال نمىكنند ، چنين هستند . مثلًا مىگويند : زنى كه همسرش را از پرداخت مهريه عفو كند ، شوهرش از حقوق زنش آسوده خاطر مىباشد . و اين صحيح نيست چرا كه ممكن است شوهر زنش را زده‌باشد تا او مهريه را عفو كند . اين عفو از روى علاقه نيست ، بلكه از راه ناچاريست ، خدا مىفرمايد :
. . . فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً . . .
« 1 » ، در اينجا طيب خاطرى نيست ، اين برائت ذمه بين دو ضرر است ، يكى ادامه زندگى سخت و دومى برائت از مال . زن از اين دو ضرر ساده‌ترين آنها را به اجبار انتخاب كرده‌است . هرچند قاضى دنيا از واقعيات امور و آنچه
هامش
( 1 ) - نساء ، 4 .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 327 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى