خاص آوردهاست ، تا حكايت او مانند عمل زيباى جدش ابراهيم منتشر شود و مردم از وى پيروى كنند و راه عفت بروند . خداوند رسوا كند كسانى كه احسن القصص را به شكلى تفسير كردند كه پيامبرى را بد نام كنند . . .
البته شكى در بىگناهى يوسف نيست ، اختلاف در « همّ » است ، آيا او قصد گناه كرد يا نه ؟
بنابراين مذمتى كه از كشاف نقل شد صحيح به نظر نمىرسد . بلى برخى اساساً هم گناه را از وى نفى كردهاند و گفتهاند مرتكب هيچ مقدمهاى از گناه هم نشد .
فخر رازى نيز در تفسير آيه نكتهاى دارد كه خوب است آن را هم اينجا بياوريم . ايشان مىگويد : تمام شاهدان ماجرا ، يوسف ، زليخا ، عزيز مصر ، زنان مصرى ، شاهدان ، پروردگار ، شيطان ، همگى پاكدامنى يوسف را تأييد كردهاند بنابراين براى هر مسلمانى ترديدى در اين باره باقى نمىماند .
يوسف گفته است
هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي
« 1 »
،
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ . . .
« 2 » ، زليخا گفته :
وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ
،
الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ
« 3 » ، عزيز مصر گفته :
إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ
« 4 » ، زنان مصر گفتهاند :
امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ
« 5 » ،
حاشَ لِلَّهِ ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ
« 6 » ، شاهدان نيز گفتهاند :
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ . . .
« 7 » خدا نيز گواهى دادهاست :
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ
عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
« 8 » ، شيطان هم گفته است :
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« 9 » ، با اين اعترافات ، كسانى كه به يوسف افتراء بستهاند يا بايد اين اعترافات را بپذيرند و يا از شيطان پيروى كنند و اقرار او را به پاكدامنى ابليس بپذيرند .
هامش
( 1 ) - يوسف ، 26 .
( 2 ) - همان ، 33 .
( 3 ) - همان ، 51 .
( 4 ) - همان ، 28 .
( 5 ) - همان ، 30 .
( 6 ) - همان ، 51 .
( 7 ) - همان ، 26 .
( 8 ) - همان ، 24 .
( 9 ) - ص ، 82 و 83 .