تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
مَنْ يَمْشِي عَلى رِجْلَيْنِ
« 1 » به صراحت گفته‌اند كه : از حركت با شكم به مناسبت مابعدش به « مشى » تعبير شده‌است و آن حرف زمانى صحيح است كه اين حكايت صحيح نباشد . اين توجيه كه من بيان كردم از توجيه ايضاح بهتر است چون دو وجه ايشان خيلى از شعر دور است . زيرا از شعر استفاده نمىشود ظرف يا آب مورد كراهت است و تشبيه بدون اين اظهار نظر تمام نيست . حرف ابن‌اثير هم درست نيست ، ابن‌اثير ملام را وجه شبه قرار داده‌است و اين وجه شبه محتاج به سماع است . زيرا شاعر گفته آب ملام به من نچشان ، حرف ابن‌اثير مستلزم آن است كه سمع مانند حلق ، جرعه ملام را چشيده‌باشد ، و اين در نهايت بعد است . شگفت اينكه ابن‌اثير خيال كرده اين وجه درست است ، با اينكه مناسبتى بين ماء و ملام وجود ندارد . عده‌اى در پاسخ چلبى گفته‌اند كه تشبيه شاعر در باره‌ى ملام نسبت به آب ، كه آتش عشق را تسكين مىدهد موافق عقيده كسانى است كه مىگويند حرارت عشق بوسيله ملامت تسكين مىيابد نه موافق عقيده‌ى ابوتمام ، عقيده ابوتمام اين است كه آتش عشق بر اثر ملامت شعله ورتر مىشود . كما اينكه همين معنا از شعر ابوشيص نيز قابل استفاده‌است كه مىگويد :
اجد الملامة فى هواك لذيذة * حباً لذكرك فليلمنى اللؤم
و يا اينكه آتش عشق از ملامت اثر نمىپذيرد چنان كه شاعر ديگرى گفته است :
جائوايرمون سلوانى بلؤمهم * عن الحبيب فراحوا مثل ما جائوا
پس حرف چلبى كه مىگويد : شاعر معتقد است كه به نظر عاشق حرارت عشق جز به آب ملامت تسكين مىيابد ، صحيح نيست . به نظر من اينكه صاحب ايضاح كراهت در شراب را مستند قرار داده‌است معلوم مىشود او اين جواب را نمىپذيرد .

صبر

حكيمى گويد : صبر بر دو قسم است ، صبر بر مكروهات طبيعى و صبر بر محبوبات بديهى . صبر دوم در نفس تأثير بيشترى دارد .
هامش
( 1 ) - نور ، 45 .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 302 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى