درستى اين حديث هم آشكار مىشود كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد : آنها كه از ظرف طلا و نقره استفاده مىكنند در درونشان آتش جهنم شعلهور است و نيز فرمودهاست :
الظلمات ظلمات يوم القيامة
يعنى ستمگرى در دنيا ، تيرگى در آخرت است .
رؤيت
كسانى كه رؤيت را انعكاس شىء در بيننده مىبينند ، انعكاس و انطباع حقيقى را نپذيرفتهاند . فارابى در رساله جمع بين نظر افلاطون و ارسطو مىگويد : غرض اين دسته از فلاسفه اين است كه بر اين ادراك توجهى نموده و تشبيه كردهباشند ، نه اينكه واقعاً خروج شعاع و حقيقت انطباع وجود دارد و تعبير به اين الفاظ بهخاطر ضعف عبارت بودهاست .
بصيرت
يكى از صاحبدلان گفته است مردم مىگويند چشمها را بگشاييد تا آنچه لازم است ببينيد . من مىگويم چشمها را ببنديد تا آنچه شايستهاست ببينيد .
معاد
آنچه مىتوان در باره معاد گفت عبارت است از : 1 - ثبوت معاد جسمانى و اينكه معاد جز براى همين بدن نيست و اين عقيده كسانى است كه نفس ناطقه مجرده را قبول ندارند و اكثر مسلمانان معاد جسمانى را پذيرفتهاند .
2 - معاد روحانى ، اين عقيده فلاسفهاى است كه مىگويند انسان همان نفس ناطقهاست و بدن آلتى است كه براى استكمال جوهر نفسانى به كار مىرود .
3 - اثبات معاد روحانى و جسمانى با هم ، اين عقيده برخى از مسلمانان مانند غزالى و راغب اصفهانى و بسيارى از صوفيان است ، اينان قائل به وجود نفس ناطقه مجرده هستند .
4 - هيچكدام صحيح نيست ، اين حرف طبيعيون است كه به حرف آنها نه از نظر دين و نه فلسفه توجهى نمىشود .
5 - توقف ، اين حرف جالينوس است وى در حال مرگ مىگفت : نمىدانم آيا نفس همان مزاجى است كه در اثر مرگ از بين مىرود و برنمىگردد و يا جوهر پايداريست كه با فساد بدن ، باقى مىماند و برمىگردد .
فلسفه
اين واژه يونانى است و معناى آن دوست دارى حكمت است . و فيلسوف از فيلاسوف مشتق است يعنى كسىكه دوست دار حكمت است . فيلا به معناى محب و سوف به معناى