الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هوحى لا يموت بيده الخير و هو على كل شى ء قدير .
و اين دعا چيزى جز تمحيد و تقديس خدا نيست . عطا به شعرى از ابنجذعان استناد كرد و گفت : آيا ابنجذعان مىداند مراد از ثنا چيست و خدا نمىداند ؟
شرح شعر
سكاكى در بارهى بيت شعرى از ابنتمام نظر داده و گفته شعر او مستهجن است . اين بيت عبارت است از :
لا تسقنى ماءالملام فاننى * صب قد استعذبت ماء بكايى
استهجان اين بيت به آن جهت است كه استعاره تخييليه در شعر از استعاره بالكنايه جدا شدهاست ، در حالى كه مؤلف ايضاح اين انفكاك را جايز نشمردهاست . دليل او اين است كه چه بسا ملام را به ظرف شراب مكروهى تشبيه كردهباشد و استعاره بالكنايه مىشود و اضافه شدن ماء به سلام ، استعاره تخييليه است .
فاضل چلبى در حاشيه مطول مىگويد : مناسب با عاشق اين است كه ادعا مىكند حرارت عشق بر اثر ملامت و چيز ديگر تسكين نمىيابد ، لذا نمىتوان آن را وجه شبه قرار داد .
ابن اثير در مثل السائر گفته است : وقتى اين شعر مشهور شد ، يكى از دوستان ابوتمام ظرفى براى او فرستاد و به او گفت : مقدارى آب ملامت براى من بفرست تا مقدارى از آب ملامت براى تو بفرستم .
ابن اثير مىگويد : نمىتوان پذيرفت كه ابوتمام فرق تشبيه در آيه و شعر را ندانستهباشد ، چون قرار دادن بال براى ذلت در آيه ، غير از قرار دادن آب براى ملامت است . زيراكه جناح مناسب با ذلت است و شاهد آن اين است كه پرنده وقتى به جوجههايش مهربان مىشود بالهايش را پايين مىآورد و مىگستراند و بر زمين پهن مىكند . نيز گاه ناراحتى همچنين مىكند . انسان نيز موقع فروتنى سر به زمين مىافكند و دستانش آويزان مىشود ، پس فروتنى به ظاهر استعاره بالكنايه به حالت پرندهاى تشبيه كردهاست و جناح را قرينه آن آوردهاست . جناح با مشبه به متناسب است ولى ماءالملام چنين نيست . من مىگويم اين شعر توجيه ديگرى دارد و گمان مىكنم غير من چنين توجيهى نكردهاست . البته وقتى من آن را بيان كردم در تبيان هم آن توجيه را يافتم . اين توجيه عبارت است از : ماءالملام از قبيل مشاكله است ، چون در برابر آن ماء البكاء آوردهاست و درست نيست كه بگوييم تأخير ماءالبكاء مانع از مشاكله است . چون اديبان در آيه شريفه
فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ