او را به مأمور تسليم كرد و به او گفت : اگر نمرد ، دو دست و دو پايش را قطع كن ، سرش را بردار بياويز و جسدش را بسوزان ، و خدعههايش را نپذير . مأمور او را گرفت و به مكانى آورد كه عدهى بسيارى از مردم جمع شده بودند ، هزار تازيانه به او زد و دست و پايش را قطع كرد و سرش را به دار آويخت و جسدش را سوزانيد . سرش را بر پل نصب كردند . اين واقعه مربوط به سال 390 است .
طلسم
علم طلسم ، علمى است كه كيفيت امتزاج قواى فعال عالى با قواى منفصل پايين را مىآموزد تا در عالم امرى غريب بيافريند . در معناى واژهى طلسم اختلاف كردهاند ، برخى آن را از طل به معناى اثر دانستهاند و آن را به معناى اثر اسم گرفتهاند عدهاى آن را يونانى و به معناى گرهاى كه باز نشود مىدانند و دستهاى آن را كنايه از مقلوب آن يعنى مسلط مىشمارند .
علم طلسم از سحر آسانتر و راه آن كوتاهتر است سكاكى در اين رابطه كتاب مهمى دارد .
شهرستانى
ابوالفتح محمد شهرستانى ، صاحب كتاب ملل و نحل است . وى به شهرستان منسوب است و شهرستان اسم سه شهر مىباشد . اول : شهرى در خراسان بين نيشابور و خوارزم و ابوالفتح بههمين شهر منسوب است . دوم : روستايى در نواحى نيشابور . سوم : شهرى بين نيشابور و اصفهان به اندازه يك ميل . اين كلام يافعى در تاريخ خود است .
عرفه
امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردهاست كه شيطان در روزى چون عرفه ، دور تر و كوچكتر و ضعيفتر و خشمگينتر ديده نشدهاست . برخى از گناهان جز وقوف در عرفه آنها را نمىبخشد .
* در حديثى مسند از اهل بيت پيامبر آمدهاست كه : گناهكارترين مردم كسى است كه در عرفه وقوف كند و تصور كند خدا او را نمىبخشد .
دعا
از عطا در بارهى فرمايش پيامبر پرسش شد كه فرمود : برترين دعاها دعاى من و دعاى انبياء پيش از من است ، و آن دعا اين است
لا إله الا اللَّه وحده لا شريك له له الملك و له