تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
سرد است .
لنا صديق و له لحية * طويلة ليس لها فائدة كانها بعض الليالى الشتاء * طويلة مغتمة باردة

سخن بىفايده

امام على عليه السلام شنيد كسى سخنانى مىگويد كه او را فايده ندهد . فرمود : اى مرد : املا مىكنى بر دو نويسنده‌ى اعمالت نامه‌اى را بسوى پروردگارت . يا هذا انما نملى على كتابيك كتابا الى ربك .

ديوانه يا عاقل

افلاطون مىگويد : اگر دوست دارى زندگى تو پاكيزه شود ، خشنود باش كه مردم به تو به جاى اينكه بگويند عاقل هستى ، بگويند ديوانه‌اى .

پند

ابوحازم بر عمربن عبدالعزيز داخل شد . عمر به او گفت : مرا موعظه كن . ابوحازم گفت : بخواب و مرگ را نزد سر خود بگذار ، سپس بنگر كه دوست دارى آن لحظه چه چيزى در تو باشد ، پس اكنون همان گونه باش ، و نيز دقت كن كه آن لحظه دوست دارى چه چيزى در تو نباشد ، پس اكنون از آن فاصله گير ، چرا كه چه بسا قيامت نزديك باشد . صالح بن بشر زاهد بر مهدى عباسى وارد شد . مهدى به وى گفت : مرا موعظه كن . صالح گفت : آيا پيش از تو در اين مجلس پدرت و عمويت ننشستند ؟ مهدى گفت : آرى . صالح گفت : آيا داشتند اعمالى كه اميد دارى كه به وسيله آنها نجات يابند و اعمالى كه مىترسى به‌خاطر آنها هلاك شوند ؟ مهدى گفت : آرى ، صالح گفت : كارى كه به‌خاطر آن اميد نجات آنها مىرود بياور و آنچه به‌خاطر آن ترس از هلاكتشان دارى ، ترك كن .

بخشش

عبداللَّه بن مسلم بر هارون الرشيد وارد شد . هارون قصد قتل او كرد . عبداللَّه گفت : تو را به كسى كه تو نزد او ذليل‌تر هستى از من نزد تو ، و كسىكه تواناتر است بر عذاب تو ، بيشتر از توان من ، مرا ببخش . هارون او را بخشيد . حافظ
همتم بدرقه‌ى راه كن اى طاير قدس * كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 296 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى