اجتماع زنان
زنهايى كه جمع مىشوند اندوه و ماتم هستند ، چه در كار خيرى جمع شوند يا شر .
مجلس ماتم آنها منحصر در مجالس عزا نيست ، بلكه نفس اجتماع آنها ماتم است .
مايه ستم
حكيمى گويد : ظلم طبيعت نفس است و دو علت مىتواند مانع آن شود ، علت دينى چون ترس از قيامت و علت سياسى چون ترس از شمشير .
خرقه صوفى
به يكى از صوفيان گفتند : اين خرقه را نمىفروشى ؟ در پاسخ گفت : اگر صياد دام خود را بفروشد ، با چه وسيلهاى صيد كند ؟
هر و بر
مثل معروفى كه مىگويد فلانى هِر را از بِر تشخيص نمىدهد ، به اين معناست كه نمىداند چه براى او خوب و چه براى او بد است .
عربده
مثل معروف ديگرى است كه مىگويند : فلانى در مستى عربده مىكشد ، عربده ( معربد ) از عربد مشتق شده كه نام مارى است كه در خود باد بوجود مىآورد و آزارى ندارد .
فضيل عياض ، پند
غزالى در كتاب مستظهرى مىگويد : شبى هارون الرشيد همراه عباس به ديدار فضيل بن عياض رسيد ، در خانه اين آيه را از او مىشنيد كه
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ
« 1 » . هارون گفت : اگر قرار بود از فضيل چيزى عايد ما شود همين آيه كافى بود . عباس صدا بلند كرد و به او فهماند هارون بر در خانه او ايستادهاست . فضيل پاسخ داد : امير در خانه من چكار مىكند . فضيل در را باز كرد و چراغ را خاموش نمود ، هارون دست به اين سو و آن سو زد تا دستش به فضيل رسيد . فضيل گفت : چه دست نرمى است اگر بتواند در قيامت از عذاب نجات يابد . سپس گفت : اى امير ! خود را براى پاسخ قيامت آماده كن ، زيرا تو با هر زن و مرد مسلمان وارد
هامش
( 1 ) - يعنى آيا كسانى كه مرتكب گناه شدهاند ، تصور كردهاند ، ما آنان را چون مؤمنان در مرگ و زندگى قرار مىدهيم ، خير ، بد داورى مىكنند . جاثيه ، 21 .