قيامت مىشوى . هارون به شدت گريه كرد . عباس به فضيل گفت : بس است ، امير را از گريه كشتى . فضيل گفت : اى هامان ! تو و يارانت او را كشتهايد . هارون گفت : عباس تو را هامان نناميد مگر اينكه مرا فرعون خواند .
هارون گفت : اين هزار دينار ، مهريه مادر من است از من بپذير . فضيل گفت : نمىپذيرم ، بده به كسىكه از او گرفتهاى ، رشيد از نزد او برخاست .
دو حركت جسم واحد
طوسى در شرح اشارات آوردهاست : فخر رازى دو حركت مختلف براى يك جسم در آن واحد را انكار كردهاست و گفته است انتقال در جهت خاص ، مستلزم حصول آن جهت است ، وقتى دو حركت داشتهباشد ، بايد دو جهت در آن واحد داشتهباشد . چه اين حركت ذاتى باشد يا عرضى يا هر دو . سپس مىگويد حركت آسيا و مورچهاى كه بر خلاف آن در حركت است با بحث ما يكى نيست چه اينكه چرا مورچه در حال حركت آسيا متوقف نباشد و آسيا در حال حركت مورچه متوقف نباشد ؟ البته اين توقف هرچند بعيد به نظر مىرسد ولى معارض برهان نيست .
جواب آنست كه جسم داراى دو حركت مختلف نيست . جسم حركت واحدى دارد كه از دو حركت تركيب يافتهاست . حركات مركب اگر در جهت واحد باشند ، بهخاطر برترى بعضى بر بعض ديگر ، حركات مساوى ايجاد مىكنند و اگر برترى نباشد ، موجب سكون خواهد شد .
اگر حركت به جهات مختلف باشد ، حركت مركبى را ايجاد مىكند به جهتى كه حد وسط آن جهات مىباشد . پس جسم واحد بيش از يك حركت به جهت واحد نخواهد داشت . ولى اين حركت واحده همانطور كه متشابه است ، گاهى مختلف هم هست ، و همانطور كه بسيط است ، مركب نيز هست ، و هر مختلفى مركب ، و هر بسيطى ، متشابه است ، حركات مختلفه نسبت به اولش بالذات و نسبت به غير آن به عرض است . و همهى حركات مختلف نسبت به غير متحرك واحد بالذات نيستند ، بلكه يك حركت ، بالذات است . لذا لازم نمىآيد كه جسم دو حركت داشتهباشد و در آن واحد متحرك به دو جهت باشد ، و چيز مستبعد و محال لازم نمىآيد .
پند
امام على عليه السلام مىفرمايد : وقتى شكم از مباح پر شد ، چشم از اصلاح كور مىشود . هرگاه سختىها به تو روى آوردند ، بنشين ، برابرى تو آنها را بيشتر مىكند . وقتى خداى منزه را