بيهوش شد وى را به منزل بردند و سپس زندان كردند . بيست و هشت ماه در زندان بود ، پس از آن آزاد شد تا معتصم از دنيا رفت . و واثق به جاى او نشست ، واثق به وى گفت : در شهرى كه زير كنترل من است زندگى نكن ، احمد هم زندگى پنهانى داشت . واثق از دنيا رفت و متوكل به جاى او نشست ، متوكل احمد را خواست و او را اكرام كرد . پولى در اختيار وى گذاشت و او آن را بين ديگران تقسيم كرد ، هر ماه چهار هزار دينار به بستگان او مىدادند تا متوكل مرد .
در روزگار متوكل ، مرام سنت آشكار شد و ترويج گرديد ، رويكرد اعتزال به خاموشى گراييد و البته هيچ گروهى به اندازه معتزلىها موجب بدعت و فساد نشدند .
سرشناسان معتزله عبارتند از جاخط ، ابوهذيل علاف ، ابراهيم نظام ، و اصل بن عطا ، احمد بن حائظ ( حابط ) ، بشر بن معتمر ، معمر بن عباد سلمى ، ابوموسى عيسى ( مزداد ) كه راهب معتزله ناميده مىشد ، شمامة بن اشرس ، هشام بن عمر فوطى ، ابوالحسن بن ابى عمرو خياط استاد كعبى ، ابوعلى جبايى استاد شيخ ابوالحسن اشعرى و فرزندش ابوهاشم عبدالسلام جبايى .
بيشتر شافعيان ، اشعرى مذهبند ، و اكثر حنفيها معتزلى هستند بيشتر مالكيها قدرى و اكثر حنبليها حشوى هستند . صاحب بن عباد ، زمخشرى و فراء نحوى و سيرافى معتزلى هستند .
جايزه شعر
مطربى با دوستان خود در حضور اميرى ايرانى آوازخوانى مىكرد . پس از پايان مجلس ، امير دستور داد به مطرب قبايى بدهند . مطرب دستور امير را نفهميد و بيتالخلاء رفت ، قبا را آوردند ولى مطرب نبود ، سرو صدايى بلند شد ، امير حضار را مرخص كرد ، در راه به مطرب گفتند ، جايزهاى براى تو آوردند و محروم شدى چند روز گذشت ، مطرب در مجلس امير حاضر شد و در ضمن خواندن ترانه ، مىگفت :
اگر خوشبخت بودى ، بول نمىكردى ، حضار ملامت كردند ، و امير دستور داد جايزه را به او باز گردانند .
لقب
گروهى به القاب ويژهاى ملقب شدهاند مانند :
غسيل الملائكه : حنظلة بن بنىعامر كه در روز احد پس از زفاف عروسى كشته شد .