محمد بن يحيى بن صول تكين مىدانند در حالى كه صحيح آن است كه واضع شطرنج صصه بن داهر هندى است .
صفدى گويد : اردشير بابكان ، نخستين پادشاه ساسانى نرد را وضع كرد و آن را نردشير گفت ، و آن را مثالى براى دنيا و اهل آن قرار داد . صفحه نرد را دوازده خانه به اندازه ماههاى سال نمود و سى مهره را به اندازه روزهاى هر ماه قرار داد . فصوص را مانند افلاك و انداختن آن را مانند تغيرات و دورانها و نقطههاى آن را به تعداد ستارگان تعيين كرد . هر دو روى آن را هفت معين نمود ، به اين صورت كه شش در برابر يك و پنج در برابر دو و چهار در برابر سه قرار داد . بازى كنندگان را به حكم قضا و قدر غالبا مغلوب و گاهى غالب قرارداد .
آرزوى عاشق
از عاشقى پرسيدند آرزوى تو چيست ؟ گفت : چشم رقيبان و زبان بد گويان و جگر حسودان .
دنياى لذيذ
از عربى پرسيدند : لذت بخشترين دنيا چيست ؟ گفت : شوخى با محبوب و دورى از رقيب .
نفس
محقق گويد : نفس ، جوهرى روحانى است ، جسم و جسمانى نبوده ، نه داخل بدن و نه خارج از آن است . علاقه آن به جسم چون علاقه عاشق به معشوق است . همين نظريه ديدگاه غزالى در برخى كتابهاى اوست .
روح و جسم
امام اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودهاست : روح در جسم چون معنى در لفظ است . صفدى گويد :
مثالى زيباتر از اين نديدم ، از يكى از متكلمين از روح و نفس سؤال شد . گفت : روح باد است و نفس همان نَفَس است . پرسيد : پس انسانى كه نفس مىكشد ، نَفَس وى خارج مىشود ؛ و چون باد معدهاش خارج شود ، روح او به در آيد ، مجلس به خنده آمد .
كنيزها
رشيد از جعفر در بارهى كنيزانش پرسيد . جعفر گفت : شب پيش دو كنيز كه يكى اهل مكه و ديگرى مدينه بود مرا مىماليدند ، من خودم را به خواب زدم ، كنيز مدتى دست به آلتم برد و آن را راست كرد ، كنيز مكى خود را روى آن انداخت . مدنى گفت : از آن من است .