خوابيده بودم ، نيمه شب سراغ غلام رفتم ، عقربى پايم را گزيد . گفتم : آه ، دايى بلند شد ، گفت : چرا به اينجا آمدى ؟ گفتم : خواستم ادرار كنم ، دايى گفت ، آرى مىخواستى در دبر غلام من ادرار كنى !
دنيا ، جوان و پير
گويند دنيا جوان و پير است ، يعنى دنيا از نظر خودش و از حيث تعلق آن به ديگران جوان و پير است . دنيا از حيث خودش ، تا زمان ابراهيم خليل جوان و تا زمان بعثت پيامبر اسلام ميانسال و پس از آن پير است . و دنيا از حيث تعلقش به چيزهاى ديگر كه البته معناى مجازى است ، نسبت به آغاز هر ملتى جوان و نسبت به پايان آن امت ، پير است . بلكه نسبت به آغاز حيات هر شخص جوان و نسبت به پايان عمر هركس پير است .
رمضان در واوها
از مثلهاى عربى اين است كه رمضان در واوها قرار گرفتهاست . مرادشان اين است كه رمضان از بيست روز بيشتر است و عدد آن با واو عطف مىشود احد و عشرون ، يا بيست و يك . . .
نيز مثل ديگر اين است كه وقع الشهر فى الانين ، يعنى ماه در ناله افتاد . مرادشان از روز بيستم به بعد است كه مىگويند احد و عشرين ، ثانى و عشرين ، همين صداى انين شنيده مىشود .
جمع دست
صفدى گويد : ايدى جمع يد و به معناى نعت است ، برخى از دانشمندان كه از حقيقت وضع لغوى بىخبرند جمع يد را كه به معناى دست است ، ايادى دانستهاند . اكثر مردم هم اين جمع غلط را به كار مىبرند و در نامهها مىنويسند مثلًا الملوك يقبل الايادى الكريمه ؛ در حالى كه بايد بنويسند : الملوك يقبل الايدى الكريمه .
پيرى
از پيرمردى عرب پرسيدند ، چگونهاى و پيرى بر تو چگونه مىگذرد ؟ گفت : خوراك و همخوابى كه دو چيز ارزنده بود از من گرفته شد ، سرفه و ظرطه كه دو چيز ناپسند است برايم باقى ماندهاست .
واضع شطرنج
غالبا مردم در اينكه چه كسى شطرنج را وضع كرده اشتباه مىكنند و واضع را ابوبكر