تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
پيامبر فرمود : حنظله را فرشتگان غسل دادند . قتيل الجن : لقب سعد بن عباده كه وى را كشتند و گفتند جنىها او را كشته‌اند . ذوالشهادتين : لقب خزيمة بن ثابت انصارى كه به نفع پيامبر در مرافعه وى با يهودى شهادت داد . ذوالعينين : لقب قتادة بن نعمان كه در احد هر دو چشمش از دست داد و پيامبر آنها را به او باز گرداند . ذولثديه : بزرگ خوارج كه يكى از دو دستش چون پستانى بود و بر آن موى روييده بود . ذوالثفنات : لقب امام على عليه السلام امام سجاد عليه السلام و على بن عبداللَّه بن عباس ، چون در محل سجده از كثرت سجده چون زانوى شتر ، پينه ايجاد شده بود . ذو السيفين : مراد ابوالهيثم بن تيهان است او در جنگ دو شمشير حمايل مىكرد . ذات النطاقين : لقب اسماء دختر ابوبكر است . وى كمربندش را دو نيم كرد ، و نيمى را به سفره غذاى پدرش بست . سيف اللَّه : لقب خالد بن وليد . مصافح الملائكه : لقب عمران بن حصين . ذوالعمامه : لقب ابواحيحة بن عاص بن اميه است ، وقتى او عمامه بر سر مىگذاشت هيچ قرشى عمامه بر سر نمىگذاشت تا او آن را خارج مىكرد .

شهوت زن

حبى روزى دخترانش را جمع كرد و از دختر بزرگتر پرسيد دوست دارى شوهرت چگونه با تو همبستر شود ؟ دختر گفت : دوست دارم شوهرم از سفر برگردد ، حمام رود ، دوستانش به ديدارش آيند و وقتى آنان رفتند ، نزد من آيد و پرده بياويزد و مراد مرا برآورد . مادرش گفت : حرف نزن كه كارى نكردى . از دختر وسطى پرسيد تو چگونه دوست دارى شوهرت با تو همبستر شود ؟ دختر گفت : مىخواهم شوهرم از سفر بيايد و لباس سفر از تن درآورد ، همسايگان به ديدارش آيند ، شب هنگام خودم را خوشبو كنم و او دست در گردن من كند و مرا چنين در برگيرد . مادرش گفت : تو هم كارى نكردى . سپس از دختر كوچك پرسيد وى گفت : دوست دارم شوهرم از سفر آيد و حمام رود و نوره استعمال كند ، سپس به خانه مراجعت كند و مسواك زند و نزد من آيد و در اتاق را
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 275 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى