تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ . . .
« 1 » ، شيخ شهاب الدين احمد بن ادريس قرافى مىگويد : لو اگر بر دو چيز اثباتى داخل شود ، هر دو منفى خواهد شد ، و اگر بر دو جمله نفى وارد شود ، هر دو ثبوتى مىگردد . نتيجه اين كلام اين است كه بايد كلمات‌اللَّه پايان پذيرد ، در حالى كه چنين نيست . نظر اين آيه حديث پيامبر است كه فرموده‌است : نعم العبد صهيب لولم يخف اللَّه لم يعصه . مطابق آنچه گفته شد معناى حديث اين است كه خوف از خدا موجب عصيان است . در حالى كه چنين نيست . ابن عصفور مىگويد : لو در حديث به معناى ال است و براى مطلق شرط آمده‌است ، شمس الدين خسروشاهى نيز گويد : لو در اصل لغت براى ربط است و عرفاً به آنچه گذشت مشهور شده‌است و حديث به معناى لغوى لو بايد حمل شود . شيخ عزالدين بن عبدالسلام مىگويد : گاهى يك چيز ، دو علت دارد ، و با نبود يكى ، آن چيز معدوم نمىشود . اينجا نيز مردم عصيان نمىكنند چون مىترسند ، وقتى خوف نباشد ، عصيان مىآيد ، و پيامبر فرموده‌است كه دو چيز در صهب جمع شده و مانع معصيت او شده‌است . خوف و اجلال . برخى پاسخ داده‌اند كه جواب لو حذف شده‌است ( لم لو يخف اللَّه عصمه اللَّه ) . آنچه من به آن معتقدم اين است كه لو براى ربط دو چيز مىآيد ، ولى گاهى براى قطع ربط نيز استعمال شده‌است مثلًا مىگويى لو لم يكن زيد عالما لاكرم لشجاعته ، اين كلام جواب پرسش سائل است كه مىپرسد وقتى عالم نيست اكرام نمىشود ؟ شما بين عدم علم و عدم اكرام كه تصور ربط وجود داشته ، قطع كرده‌اى ، نه اينكه بين عدم علم و اكرام ربط ايجاد كنى . در اين حديث و آيه نيز مسئله همين است . چون غالباً عدم عصيان با خوف مرتبط است . پيامبر اين ارتباط را قطع كرده و مىفرمايد اگر نترسد باز هم عصيان نمىكند ، و چون نزد مردم غالباً اگر درختها قطع شوند و درياها مركب گردند و همه چيز نوشته شود اينها تمام مىشوند . خدا اين ارتباط را قطع كرده و مىفرمايد كلمات خدا تمام نمىشود .

مانع گناه

على بن بسام بغدادى مىگويد : دايى من غلام زيبايى داشت ، شبى در منزل دايى
هامش
( 1 ) - لقمان ، 27 .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 270 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى