تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
گويند : ابونواس به‌خاطر ناراحت بودنش از جعفر ، اين شعر را مخصوصاً به عنوان فال بد سرورده‌است .

بخل

نكوهيده‌ترين شعر عرب ، شعر اخطل است كه گفته است : بعضى وقتى مهمانشان از دور آشكار مىشود و سگ آنها پارس مىكند ، به مادرش مىگويد برو بر آتش ادرار كن ؛ وى به‌خاطر بخل فرجش را تنگ گرفته تا بيش از اندازه‌ى خاموش كردن آتش بول نريزد .
قوم اذا استنج الاضياف كلبهم * قالوا لامهم بولى على النار فضيقت فرجها بخلا ببولتها * و لم تبل لهم الا به مقدار
صفدى گويد : شعر اخطل چند عيب دارد ، از جمله : 1 - آنان به مهمان چيزى نمىدهند تا اينكه سگ پارس كند و به‌همين پارس اكتفا كنند . 2 - آتش آنها اينقدر كم است كه با اندك ادرار خاموش شود . 3 - خدمتكارى جز مادرشان ندارند . 4 - خودشان توان انجام اين كار را ندارند و به مادرشان مىگويند . 5 - عاق مادرند چون مادر را به خدمت گرفته‌اند . 6 - بىادبند چون به مادرشان چنين دستورى داده‌اند . 7 - دوست دارند مادرشان ، بر آتش فروزان قرار گيرد . 8 - ترسو هستند چون با كمترين صدا بيدارند . 9 - مردمى پست هستند كه از بوى ادرار بر آتش ناراحت نمىشوند . 10 - به مادرشان مىگويند به اندازه خاموش كردن آتش ادرار كن و بقيه را نگه دار ، نمىدانند وى به حبس البول گرفتار مىشود . 11 - بخل آنها به حدى است كه به جاى خاموش كردن آتش با آب ، با ادرار خاموش مىكنند . 12 - با مجوسى دشمنى مىورزند چه اينكه آنان آتش مىپرستند و اين‌ها بول بر آتش مىريزند .

آيه نفاد

در باره‌ى آيه
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما