گويند : ابونواس بهخاطر ناراحت بودنش از جعفر ، اين شعر را مخصوصاً به عنوان فال بد سروردهاست .
بخل
نكوهيدهترين شعر عرب ، شعر اخطل است كه گفته است : بعضى وقتى مهمانشان از دور آشكار مىشود و سگ آنها پارس مىكند ، به مادرش مىگويد برو بر آتش ادرار كن ؛ وى بهخاطر بخل فرجش را تنگ گرفته تا بيش از اندازهى خاموش كردن آتش بول نريزد .
قوم اذا استنج الاضياف كلبهم * قالوا لامهم بولى على النار
فضيقت فرجها بخلا ببولتها * و لم تبل لهم الا به مقدار
صفدى گويد : شعر اخطل چند عيب دارد ، از جمله :
1 - آنان به مهمان چيزى نمىدهند تا اينكه سگ پارس كند و بههمين پارس اكتفا كنند .
2 - آتش آنها اينقدر كم است كه با اندك ادرار خاموش شود .
3 - خدمتكارى جز مادرشان ندارند .
4 - خودشان توان انجام اين كار را ندارند و به مادرشان مىگويند .
5 - عاق مادرند چون مادر را به خدمت گرفتهاند .
6 - بىادبند چون به مادرشان چنين دستورى دادهاند .
7 - دوست دارند مادرشان ، بر آتش فروزان قرار گيرد .
8 - ترسو هستند چون با كمترين صدا بيدارند .
9 - مردمى پست هستند كه از بوى ادرار بر آتش ناراحت نمىشوند .
10 - به مادرشان مىگويند به اندازه خاموش كردن آتش ادرار كن و بقيه را نگه دار ، نمىدانند وى به حبس البول گرفتار مىشود .
11 - بخل آنها به حدى است كه به جاى خاموش كردن آتش با آب ، با ادرار خاموش مىكنند .
12 - با مجوسى دشمنى مىورزند چه اينكه آنان آتش مىپرستند و اينها بول بر آتش مىريزند .
آيه نفاد
در بارهى آيه
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما