تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
قد قال قوم اعطه لقديمه * جهلوا و لكن اعطنى لتقدمى

قياس

ابن حزم گويد : حنفيان معتقدند كه مرام ابوحنيفه برترى حديث ضعيف بر رأى و قياس است . صفدى گفته : اظهار نظر ابوحنيفه چون سخن خليل بن احمد است كه گفته است : داستان من در دانش نحو مانند كسى است وارد منزلى شده و به معمارى آگاه باشد و از آن ساختمان ايراد كند و يا محسنات آن را بگويد . شافعى احتياط مىكرده و چنين مىگفته كه اگر اين حديث صحيح باشد ، به آن معتقدم . صفدى مىگويد : وقتى فقيه از بيان علت حكمى بماند مىگويد ما به آن معتقد هستيم . مثلًا مالكى سگ را طاهر و شستن هفت باره ظرف آغشته به ولوغ سگ را لازم نمىداند . حال اگر حديثى بيايد كه ظرف آغشته به ولوغ را بايد هفت بار شست ، ما از طرف خدا به آن متعبد هستيم . نحوى نيز وقتى از تعليل حكمى عاجز شود مىگويد عامل معنوى است ، حكيم وقتى از تعليل حكمى عاجز شود مىگويد خاصيتش اين است . مثلًا اگر از علت جذب آهن ربا بپرسى مىگويد خاصيتش اين است .

اقسام جر

جر بر سه قسم است . به حرف ، به اضافه و به تبعيت ، اصل در جر حروف سپس اضافه و سپس پيروى است . هر سه در بسمله وجود دارد ، اسم مجرور به حرف جر است . اللَّه مجرور به اضافه است . الرحمن مجرور به تبعيت است . سنايى
گر امروز آتش شهوت بكشتى بيگمان رستى * و گر نه اين تف آتش ترا هيزم كند فردا چو علم آموختى از حرص آنگه ترس كاندر شب * چو دزدى با چراغ آيد گزيده‌تر برد كالا سخن كز روى دين گويى چه عبرانى چه سريانى * مكان كز بهر حق جويى چه جابلقا چه جابلسا شهادت گفتن آن باشد كه هم ز اول در آشامى * همه درياى هستى را بدان حرف نهنگ آسا