ذاتست داند و خدمت مولانا تواضع نمودهاست و انصاف داده . « 1 »
ترجمه
صلاح صفدى گويد : دو راه براى ترجمه وجود دارد ، يكى راه يوحنابن البطريق ، وناعمة الحمصى و . . . سبك اينان اين است كه اگر كسى بخواهد مثلا متن يونانى را به عربى ترجمه كند ، هر كدام از واژهها را با معانى مختلف آنها مورد دقت قرار داده و برابر همان كلمه مىآورد و به كلمه ديگرى مىپردازد تا جمله را به تمام به زبان مقصد برگرداند .
اين نوع ترجمه را كه تحت اللفظى گويند ، به دو علت قابل پذيرش نيست : اول آنكه معادل همهى كلمات پيدا نمىشود و لذا برخى واژهها به همان صورت كه بودهاند باقى مىمانند . دوم آنكه تركيباتى كه در زبان مبدأ مثل شدهاند و استعمال مجازى واژهها كه زيادند به دقت ترجمه نمىشوند .
طريق دوم سبك حنين بن اسحق و جوهرى و . . . است . سبك اين عده اين است كه جمله مبدأ را در ذهن تصور كرد . و به همان معانى كه از آن فهميده بر مىگرداند . در اين ترجمه ممكن است الفاظ عين عبارت مبدأ باشد يا نه .
اين ترجمه از اولى بهتر است بههمين خاطر كتابهاى ترجمه شده حنين بن اسحق نياز به تهذيب ندارد ، مگر كتابهاى او در رياضيات كه چون فن او نبوده تهذيب لازم دارد . اما اقليدس و مجسطى و متوسطات را ثابت بن قره تهذيب كردهاست .
سن قاضى
خطيب بغدادى در تاريخ مىنويسد : يحيى بن اكتم در بيست سالگى قاضى بصره شد .
مىگفتند سن وى كم است . از او مىپرسيدند ، سن قاضى بايد چقدر باشد ؟ مىگفت : سن من از عتاب بن اسيد كه پيامبر او را روز فتح ، قاضى مكه نمود ، و از معاذ بن جبل كه پيامبر او را قاضى يمن نمود ، و كعب بن سويد كه عمر او را قاضى بصره نمود ، بيشتر است . او با پاسخهايش حجت را بر مخاطبانش تمام مىكرد .
سن يا كمال
شاعرى گفته است كه عدهاى گفتند مرا بهخاطر پيرى مقدم كنند . نفهميدند ، بايد مرا بهخاطر تقدمم ، تقديم كنند .
هامش
( 1 ) - اين پاراگراف در متن كشكول به زبان فارسى نگاشته شده و عيناً منتقل شدهاست .