تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
شرط و جواب ، مانند : اذا قام زيد قام عمرٌ . جواب قسم ، مانند : واللَّه ان زيداً قائم . مفسره ، مانند : زيد ضربته . حشويه يا معترضه ، مانند : بلغتها كه بين اسم و خبر انّ فاصله شده‌است . ان الثمانين و بلغتها قد احوجت سمعى الى الترجمان . تحضيض ، مانند : هذا زيد ضربته .

وقف در آيه و مالى . . .

ابوعمر بن علا ، مىگفت وقتى اين آيه را مىخواندم
وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي
« 1 » ، حركت يا در « مالى » را بر سكون آن ترجيح مىدادم ، چرا كه سكون نوعى وقف است . وقتى اين يا را ساكنه بخوانم مثل اين است كه از لا شروع كنم و معنى خراب مىشود ، لذا يا را حركت مىدادم تا از اين وقف فرار كنم . اين جمله از ابن‌عمرو در نهايت دقت و لطافت است .

شعر حقيقى

در تذكرة الاولياء جامى آمده‌است : مولانا شيرين محمد مشهور به مغربى مريد شيخ اسماعيل سيسى است كه وى از اصحاب شيخ نورالدين عبدالرحمن اسفراينى است . مىگويند كه در بعضى از سياحات به ديار مغرب رسيده و آنجا به يكى از مشايخ كه نسبت وى به شيخ بزرگوار شيخ محى الدين بن عربى است ، رسيده‌است و خرقه پوشيده و با شيخ كمال خجندى معاصر بوده و مصاحبت مىداشته . گويند در آن‌وقت كه شيخ اين مطلع گفته بوده‌است :
چشم اگر اينست و ابرو اين و ناز و عشوه اين * الوداع اى زهد و تقوا الفراق اى عقل و دين
چون به مولانا رسيده‌است ، گفته كه شيخ بسيار بزرگ است چرا شعرى بايد گفت كه جز معنى مجازى محملى نداشته‌باشد . شيخ آن را شنيده از وى استدعاى صحبت كرده خود بطبخ قيام نمود و مولانا نيز در آن خدمت موافقت كرده در آن اثناء شيخ آن مطلع را خوانده‌است و فرموده كه چشم عين است پس مىشايد كه بلسان اشارت از عين قديم كه ذاتست به آن تعبير كند و ابرو حاجب است مىتواند بود كه آن را اشارت به صفات كه حاجب
هامش
( 1 ) - يس ، 22 .