تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
مقدم شود ؟ سپس مهدى به وى رو كرد و گفت : اى جوان چند سال دارى ؟ اياس گفت : خدا عمر امير را طولانى كند ، به اندازه سن اسامةبن زيد است ، زمانى كه رسول خدا او را فرمانده سپاهى كرد كه ابوبكر و عمر در آن سپاه بودند . مهدى گفت : مقدم شو ، آفرين بر تو .

دانش اياس

اياس نگاهش به سه زن افتاد كه از چيزى ترسيدند و فرياد كشيدند . اياس گفت : اين زن آبستن و ديگرى شيرده و سومى باكره است . علت را سؤال كردند . گفت : اولى موقع فرياد دست بر شكم خود گذاشت ، دومى دست بر سينه‌هايش و سومى دست بر فرجش . * روزى اياس چشمش به مرد غريبى افتاد . گفت : وى از مردم واسط و معلم كودكان است و غلام سياهى از او فرار كرده‌است . چون پرس و جو كردند فهميدند راست گفته است . از او پرسيدند چگونه متوجه شده‌است ؟ اياس گفت : هنگام راه رفتن به اين سو و آن سو نگاه مىكرد ، فهميدم غريبه است . بر لباسش گرد و خاك سرخ نشسته بود ، فهميدم از واسط است . چون به كودكان مىگذشت ، سلام مىكرد و به بزرگان توجهى نداشت ، فهميدم معلم كودكان است . چون به سياه چهره‌اى مىرسيد در او دقت مىكرد ، فهميدم غلام سياهش گم شده‌است .

جمله

هشت جمله‌اى كه محل از اعراب دارند عبارتند از : وصفيه ، مانند : مررت برجل ابوه قائم . حاليه ، مانند : جاء زيد يضحك . خبريه ، مانند : زيد ابوه منطلق . مضاف اليها ، مانند : هذا يوم ينفع الصادقين صدقهم . محكيه ، مانند : قلت زيد قائم . جمله‌اى كه عامل معلق از آن است ، مانند : علمت ما زيد منطلق و علمت لزيد منطلق . جمله شرط و جزا ، مانند : ان قام زيد قام عمروٌ . هشت جمله‌اى كه محلى از اعراب ندارند عبارتند از : جمله صله ، مانند : جاء زيد الذى هو قائم . مبتدء ، مانند : زيد قائمٌ .