جوان مملوك نيست ، زجاج نپذيرفته و گفته اين قرائت خلاف رسم مصحف است كه با الف نوشته شدهاست .
نكوهش دنيا
اگر صد سال مانى و يك روز * ببايد رفت از اين كاخ دل افروز
صبر
در كتاب مزار در بارهى صبر آمدهاست : بيهقى از ذوالنون مصرى نقل كردهاست كه : در حال طواف بودم ، با دو زن مواجه شدم كه يكى به ديگرى مىگفت : صبر كردم بر چيزهايى كه اگر برخى از آنها بر كوه رضوى مىآمد ، از هم مىپاشيد . اشك چشم را نگه داشتم ، سپس به چشمهايم اجازه دادم بگريند ، چشمها در قلب مىگريستند .
صبرت على ما لو تحمل بعضه * جبال برضوى ( حنين ) لم تزل ( اصبحت ) تتصدع
ملكت دموع العين ثم رددتها * الى ناظرى فالعين فى القلب تدمع
پرسيدم : از چه اندوهى چنين صبر كردى ، گفت : از اندوهى كه گمان مىكنم كسى بدان دچار نشدهاست . گفتم : بگو : گفت : دو كودكم در برابرم بازى مىكردند ، پدرشان دو گوسفند قربانى كردهبود ، يكى از فرزندانم به ديگرى گفت : مىخواهى به تو بگويم پدرم چگونه گوسفند را قربانى مىكند ، سپس برادرش را خوابانيد و سرش را بريد ، و از ترس فرار كرد . پدر در پى او شد وقتى او را ديد درندهاى او را دريده بود ، پدر كه در يك آن دو فرزندش قربانى شده بود در راه خانه از دنيا رفت .
مزه
مزهها نه قسم هستند ، شيرين ، تلخ ، ترش ، ميخوش ، شور ، تيز ، زمخت ، چرب ، تفه ( شيرين و ترش و تلخ ) . چرا كه جسم يا زمخت است يا لطيف است و يا معتدل ، اثر كننده در جسم يا سردى است يا حرارت و يا اعتدال ، حرارت در چيز زمخت تلخى و در چيز لطيف تيزى و در معتدل توليد شورى مىكند . سردى در چيز زمخت توليد زمختى و در لطيف توليد ترشى و در معتدل توليد ميخوش مىكند ، معتدل نيز در چيز زمخت شيرينى و در لطيف چربى و در معتدل تفه ايجاد مىكند . گاهى نيز دو طعم از قبيل تلخى و قبض در خضض ( الحصص ) بوجود مىآيد كه آن را بىمزه گويند و يا تلخى و شورى بوجود مىآيد .