گويند
با آمدن موسى و عصاى او سحر و ساحرى باطل مىشود .
اذا جاء موسى و القى العصا * فقد بطل السحر والساحر
آيا هر دوستى چنين غير منصف است و هر زمانى به كرم بخل مىورزد .
اكل خليل هكذا غير منصف * و كل زمان بالكرام بخيل
خوبى هميشه نيست و سيل بدى پيش از باران خوبى سرازير مىشود .
الخير لا يأتيك متصلا * والشر يسبق سيله المطر
جان ما عاريهاى است و عاريه به صاحبش بر مىگردد .
انما انفسنا عاريه * والعوارى حكمها ان تسترد
سلطان كه سخى نباشد دولتش به زوال گرفتار شود .
اذا ملك لم يكن ذاهبه * فدعه فدولته ذاهبه
وقتى به آنچه مىبينى خشنود نمىشوى با اين ريسمان خود را خفه كن
ان كنت لا ترضى بما قد ترى * فدونك الحبل به فاختنق
صاحب خانه چون چنگ بنوازد ، اهل خانه همه رقاصند .
اذا كان رب البيت بالدف مولعا * فشيمة اهل البيت كلهم الرقص
وقتى خدا نابودى مورى را بخواهد با بالهايش به آسمان پرواز كند .
اذا ما اراداللَّه اهلاك نملة * سمت بجناحيها الى الجو تصعد
تنگ شد كه اگر تنگ نمىشد آسان نمىگشت ، سختى گشت كليد هر آسانى .
ضاقت و لو لم تصق لما انفرجت * والعسر مفتاح كل ميسور
روزى به خطا بر در خانه عاقل قوم آمد و خوابيد به درگاه خانه احمق .
الرزق يخطى بباب عاقل قوم * ويبيت بوابا بباب الاحمق
وقتى توان كارى ندارى رهايش كن ، و تا وقت توان از آن بگذر .
اذا لم تستطع امراً فدعه * و جاوزه الى ما تستطيع
وقتى نكوهش مرا از ناقص شنيدى ، گواهى به كمال من است .
و اذا اتتك مذمتى من ناقص * فهى الشهاد لى بانى كامل
سلم را عتاب كردم و چون رهايش نمودم به گروهى رسيدم كه بر وى مىگريستند .
عتبت على سلم فلما تركته * و جربت اقواماً بكيت على سلم