به آخر رسيدهباشد ، درجات ولايت او هم كاملترين خواهد بود و آنكه بتواند مردم را به راه نيك اعم از شناخت و عمل بخواند ، درجات نبوتى او كاملترين خواهد شد .
پيامبر خدا زمانى مبعوث شد كه جهان پر از شرك و كفر بود . مثلًا يهود راه باطلى مىرفتند و خدا را مانند خلايق مىدانستند و به پيامبران افتراء مىبستند و تورات را تحريف مىكردند و در همه اين امور به آخر رسيده بودند . مسيحيان نيز در تثليث و تحريف انجيل به آخر رسيده بودند . مجوس هم در دو خدايى بودن اهورا و اهريمن و حليت ازدواج با مادر و دختر به آخر رسيده بودند . عرب نيز در بت پرستى و تعدى به حق ديگران به آخر رسيده بود . در اين موقعيت پيامبر مبعوث شد و با دعوت مردم به شناخت خدا و اطاعت ، انقلابى بزرگ ايجاد كرد ؛ مردم را از باطل دور و به حق رهنمون ساخت . عقلهارا منور كرد .
دنيا را از دل مردم خارج ساخت و . . . حال كه غرض از فرستادن انبياء ، تكميل ناقص بود ، تا آنان را در قوه نظرى و عملى به كمال برساند ، با ظهور پيامبر اثر اين دو كاملتر شد و بيشتر از ظهور موسى و عيسى بود ، لذا من اطمينان دارم كه پيامبر اسلام ، آقاى پيامبران و الگوى برگزيدگان است . « 1 »
توصيه پزشكى
پس از غذا خوردن راه رفتن هرچند يك قدم و پس از حمام خوابيدن هرچند اندكى ، پس از جماع ، ادرار هرچند يك قطره نيك است .
شكوه از دنيا
در مطول از حريرى نقل شدهاست كه : پيرزالى از دنيا و خرجى خود چنين گلايه مىكرد :
از وقتى كه زندگى خوب ، از بين رفت و سفيد و سياه با من ناسازگار شدند و روز سفيدم زرد ، و موى سياهم سفيد شد به حدى كه دشمن چشم آبى به روزگار من گريهاش آمد ، گاه آن رسيده آرزوى مرگ سرخ يعنى مخالفت نفس كنم .
واژه بين
حريرى در درةالغواص گويد : لفظ « بين » منحصر در تثنيه و جمع بودهاست ، و بر مفرد داخل نمىشود . مثلًا مىگوييم بينهما ، كلام خدا كه
مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ ،
نيز چنين است و مراد از ذلك اشاره به دو چيز است كه لا الى هؤلاء و لا الى هؤلاء مىباشد . و نيز در آيه
لا نُفَرِّقُ
هامش
( 1 ) - اين پاراگراف در متن كشكول به زبان فارسى نگاشته شده و عيناً منتقل شدهاست .