تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
حكيمى گفته : سرمه‌اى است كه چنان چشم را تقويت بخشد كه دور را مانند نزديك ببيند چنانچه در برابر اوست . گفته شده يكى از اهالى بابل همان سرمه را به چشم زد و گفت هم ستارگان ثابت و سيار را در جاى خودشان ديده‌است و وقتى به اجسام حجيم نگاه مىكرد ، پشت آنها را مىديد . وى مىگويد : من و قسطابن لوقا ، اين سرمه را امتحان كرديم و وارد اطاقى شديم ، او كتابى را در دست داشت و براى ما خواند . ما سطر اول تا آخر آن را به خوبى مىديديم چنانچه كتاب در دست ما باشد . همچنين كاغذى را دست گرفتم با اينكه بين ما ديوارى فاصله بود هر آنچه او مىنوشت ما مىنوشتيم و هرچه ما مىنوشتيم او مىنوشت چنانچه به نوشته نگاه مىكند . مىگويند ذرقاء اليمامه ، سواره‌اى را در مسير سه روز مىديد و نوع پرنده را در آسمان دور تشخيص مىداد . گفته‌اند وى تعداد ماهيانى كه در دام صياد بودند شمرد و گفت شصت و شش تا هستند و همان تعداد بود .

اعتزال فخر

فخرالدين رازى در بعضى اعتقادات خود موافقت معتزله نموده چنان كه در كتاب معالم مىگويد عندى ان الملك افضل من البشر و بر اين مطلب وجهى ذكر مىكند آنكه سماوات نسبت به ملايك چون بدن‌اند و كواكب چون قلب و نسبت بدن به بدن چون نسبت روح بروح است چون اجسام سماوى اشرف‌اند از اجسام عنصرى و ابدان بشرى ؛ ارواح سماوى كه ملايك باشند اشرف است از نفوس انسانى . « 1 »

نبوت رسول

فخر نيز در اين كتاب اجراى برهانى بر نبوت رسول نزديك به مذاق حكماء فلاسفه نموده‌است با اين عبارت : انسان يا ناقص است كه در پايين‌ترين درجات است يا كامل است ولى قدرت تكميل ديگران را ندارد ، مانند اولياء و يا كامل است و قدرت به كمال رساندن ديگران هم دارد ، مانند انبياء . كمال و تكميل در قوه نظرى و عمل قابل توجه است ، اساس كمالات قوه نظرى ، شناخت خداست و اساس كمال عملى ، اطاعت اوست . هر انسانى كه درجات كمال او در اين دو حد ،
هامش
( 1 ) - اين پاراگراف در متن كشكول به زبان فارسى نگاشته شده و عيناً منتقل شده‌است .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 227 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى