سر غلامش را تراشيد و شبها چون مناره بر سر او چراغ مىگذاشت ، غلام نزد او ماند و اطاعتش كرد . نحاس به او گفت : چرا درخواست فروش نمىكنى ، غلام گفت : از آن ترسم كه مرا به كسى بفروشد كه فتيله اين چراغ را در چشمم فرو كند .
تشبيه
تشبيه به اعتبار مشبه و مشبهبه ، بر چهار قسم تقسيم مىشود .
1 - ملفوف : تشبيهى است كه پس از آمدن مشبهبه ، چند مشبه به وسيله عطف بيايد ، مانند سخن امرءالقيس : كان قلوب الطير رطبا و يابسا . . .
2 - مفروق : تشبيهى است كه چند مشبه و مشبه به پى در پى بيايند ، مانند :
النشر مسك والوجوه دنانير * و اطراف الاكف عنم
يعنى بوى دهانش چون مشك ، صورتش چون زر سرخ و دستهايش چون ميوه درخت عنم است .
3 - تسويه : تشبيهى است كه مشبه متعدد و مشبهبه يكى باشد ، مانند : صدغ الجيب و حالى كلاهما كالليالى .
يعنى اطراف پيشانى درست و حال من چون شبهاى من است . . .
4 - جمع : تشبيهى است كه مشبه به متعدد باشد و مشبه يكى باشد ، مانند : تشبيه دندان معشوق به پنج چيز در شعر حريرى :
يفتر عن لؤلؤ رطب و عن برد * و عن اقاح و عن طلع و عن حبب
استعاره
استعاره بر چند قسم است :
1 - استعاره عناديه : خطيب قزوينى در ايضاح و تفتازانى در مطول مىنويسند : استعاريه عناديه آن است كه اجتماع دوطرفش امكان پذير نباشد ، مانند استعاره معدوم براى موجودى كه از وجودش بىنياز نيستند . حال اگر دو طرف قابليت قوت و ضعف دارند ، استعاره اسم قوى ، براى ضعيف اولى است . نيز آنكه علم كمتر يا ضعف دارد ، بهتر است كه اسم ميت را براى او استعاره آورند ؛ البته علم كمتر بهتر است از قوت كمتر ؛ چرا كه ادراك مقدم بر فعل است ، چرا كه ادراك ويژه حيوان است ؛ چون افعال حيوان به آن اختصاص دارد و حركات ارادى به ادراك بستگى دارد . وقتى ادراك مقدمتر و اختصاص آن به حيوان شديدتر باشد ، نقصان نسبت به حيات از او دور تر است . بههمين جهت آنكه علمش بيشتر